تبليغاتX
جک و طنز

جک و طنز

جک دوست داری

رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد.


رشتيه پاي كامپيوتر جو ميگيرتش زنشو (سند تو ال) ميكنه


به رشتیه میگن بگو به جون زن و بچم .

میگه: به جون رشت و حومه.


چوپان دروغگو مي ميره تو قبر ميپرسن اسمت چيه؟ميگه دهقان فداكار


بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده مشتشو باز می کنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه!


میدونی معنی کلمه ی love چیه؟

l : لایق دوست داشتن بودن

o:امیدوار بودن به اینده ای روشن

v : وفا دار بودن در عشق

e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست


به رشتیه میگن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه؟

میگه : انرژی هسته ای مثل ناموس می مونه که استفاده صلح امیزش حق مسلم همه ی ماست.


به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟

میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی.


غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟

میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي.


غضنفر حال نداشته بره حموم جاش یه کپسول چرک خشک کن میخوره.


به یارو میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه ای بابا.کی میاد زنش رو بده به ما؟


 یارو کفترشو گم میکنه تو روزنامه اگهی میده بیوه بیوه.......


یارو میره بازار کدو بخره در مغازه که میرسه اسم کدو رو یادش میره میگه: ببخشید اقا گلابی خانواده دارید؟؟؟


غضنفر مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست


به بگور برره ميگن يه شعراز خودت در وكن ميگه:

ديشب در ماه روي تو را ديده بيدم انگار كه ، فضانوردها در ماه ريده بيدند. خوب بيد


رشتیه میره خونشون چراغ و روشن میکنه میبینه یکی رو زنش خوابیده، ....دوباره چراغ و خاموش می کنه میگه؟جواب ابلهان خاموشیه


پسر ميگه: ببخشيد اسم شما چيه ؟

دختر با ادا ميگه :عطر گل ياس اسمم ثريا س وبعد از پسر اسمش را مي پرسد

پسر ميگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه


رشتیه به دوستش میگه : خاک بر سر بی غیرتت کنن....زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده!!!


رشتیه واسه اینکه به بچه محلاش ضد حال بزنه میره زن ایدزی میگیره!!!


 غضنفر یه سکه میندازه هوا شیر میاد فرار میکنه!


اصفهونیه و رشتیه و ترکه با هم یه جا کار میکردن .یک روز ساعت ناهار اصفهونیه ظرف غذاشو باز میکنه میبینه قورمه سبزیه.میگه اگه فردام قورمه سبزی باشه من خودمو از این برج پرت میکنم پایین.رشتیه غذاشو باز میکنه میبینه کله ماهیه .اونم همینو میگه.ترکه ظرف غذاشو باز میکنه میبینه کوفتست .حالش بهم میخوره میگه منم اگه فردا باز تو این ظرف کوفته بود خودمو از این برج میندازم پایین.فردا هر سه نفر میان سر کار و در غذا ها رو باز میکنن و از قضا هر سه تکراری بوده و اینام خودشونو میندازن پایین.خلاصه پلیس میاد و اخر سر زن هاشونو مقصر میدونه.زن اصفهونیه میگه: من نمیدونستم .تو خونه هر وقت قورمه سبزی درست میکردیم این میخورد.زن رشتیه میگه:اووو! تو رشت همه کله ماهی میخورن من روحمم خبر نداشت این دوست نداره.زن ترکه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونه مادرم بودم ، این خودش وخودش غذا درست میکرد.


اگه گفتی چرا دو × دو میشه هفت؟ خب چون علم پیشرفت کرده !

اینم اثباتش:

2×2

به دوها یک رقم اضافه میکنیم

<=(2+1)×(2+1)

9=3×3

چون 2 واحد به ضریب ها اضافه کرده ایم در اخر دو واحد از حاصلضرب کم میکنیم.

=> (9-2)=2×2 => 7=2×2


 رفیق غضنفر بابا ش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی.

 


 

 

قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...

شاکی: بله.عین حقیقته.

قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟


يه چوب كبريته سرش رو مي خوارونه آتيش مي گيره


غضنفر عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!


وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت


گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت


به غضنفر ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش


غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزی تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم.


غضنفر مي‌ميره، مي‌برنش بهشت. دو سه روز مي‌گذره، ‌يك روز ميان ازش مي‌پرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط كمي هوا سرده! مي‌برنش دم مرز جهنم كه يخرده گرماي جهنم بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان مي‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟

ميگه: والله همه‌چي خوبه، ولي هنوز يه ذره سوز مياد! ميگن بابا تو اصلا" لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، مي‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يه ذره سوز مياد! شاكي مي‌شند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز مي‌گذره‌ ، ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز مي‌كنند، غضنفر داد ميزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ يخ كرديم .


غضنفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود.


دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد .


غضنفر داشت دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم .


قزويني ها به توالت ميگن زورخونه


از يه بسيجيه مي پرسن : دو خط موازي چيه ؟ ميگه : دو خط موازي دو خطي هستند که هيچ گاه بهم نميرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبري!


يه روز يه ياروكفتر بازه ميشنوه تو قزوين كفتري هستش كه با يه بال پرواز ميكنه ميره و اونو ميخره ميبره شهر ، خودشون ولي ميبينه كفتره بادو بال پرواز ميكنه شاكي ميشه برميگرده قزوين پيش فروشندش ميگه عوضي ، اين كه درست پرواز ميكنه !!! يارو ميگه بالام جان اينجا گزوينه و اين كفترم از ترس كونش يه بالشو ، ميگيره در كونش و پرواز ميكنه .


به یارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت


يه روز يه غضنفر تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره


يه روز غضنفر به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي بعد زنش ميگه نه پنجشنبه ديره بيا هر دوشنبه بريم


غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت


يارو تو قزوين بوده پولش افتاده بوده زمين....ولي دولا نميشده برش داره ، يه پيرمرده مياد بهش ميگه بالام جان را پولتو بر نميداري...؟؟ يارو ميگه: بابا اينجا قزوينه...خطرناكه...پيرمرده ميگه: نه بابا اين حرفا ماله قديمه...اينجا عوض شده. يارو ميگه راستي؟؟؟پير مرده ميگه: آره بابا

يارو تا دولا ميشه پولشو برداره پيرمرد ..................يارو شاکي ميشه ميگه:مرتيكه عوضي مگه نگفتي اينجا عوض شده... اين كارا ماله قديمه؟؟؟؟ پير مرد ميگه: خوب بالام جان منم ماله قديمم ديگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:32  توسط حسین  | 

  • گاو و الاغ و اردک
    کبریت و گاز و فندک
    گنجیشک و غاز و لک لک
    ولنتاین مبارک

  • عيد جديد قربان (Valentine) رو به تمام قربانيان اين روز تبريک عرض می کنم .

  • ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است
    آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه عمر من است
    (ولنتایین مبارک عزیزم)

  • تا به دل درد آشنايي مي کني بر وجود من خدايي مي کني
    سلام به تمام عاشقان
    ولنتاينتان مبارک با دوستي زندگي کنيد

  • من يه سري هديه گرفتم . .. اما نميودنم اين ولنتاين كيه كه هديه ها رو بدم بهش . . . پيشاپيش ولنتاين جان تولدت مبارك

  • SMS ندارم اما ….
    دوستت که دارم !! ندارم ؟؟؟
    اندازه ستاره های هفت آسمون دوست دارم
    . ولنتاین مبارک

  • این اف رو واسه ۳ نفر بفرست:۱- بهترین دوستت.۲-عزیز ترین دوستت.۳-نفست. بعد بشین فکر کن ببین تو کدوم یکی بودی که من این اف رو واست فرستادم.

    اگه بگم دوست دارم هر روز صبح با صداي تو بيدار بشم……..بعد بفهمي با ساعتم بودم!!!!!! اگه بگم چرا رفتي؟؟؟؟ بعد بفهمي با برق بودم!!!! اگه بگم هرجا باشي پيدات مي کنم….. بعد بفهمي با دسته کليدم بودم!!!!! اگه بگم دوستت دارم بعد فکر کني با……..نه! ايندفعه با خودت بودم

    • امروز قلبم درد گرفته بود …
      فکر کنم یه خورده تپل شدی ، جات تنگ شده

    • SMS ندارم اما ….
      دوستت که دارم !! ندارم ؟؟؟
      اندازه ستاره های هفت آسمون دوست دارم

    • نگاهی آشنا بر یاس کردم تو را در برگ آن احساس کردم
      در کلاس عاشقی ناز چشمات دو واحد عاشقی را پاس کردم

    • من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم
      اگر دورم ز دیدارت دلیل بیوفایی نیست وفا آن است که نامت را همیشه زیر لب دارم

    • یادته موقع رفتن گفتی كه عاشق ترینم
      گفتی تا آخردنیادل به هیچ كسی نمی دم
      بعد چند ماهی كه رفتی خبری از تو شنیدم
      گفته بودی به یه قاصد عاشق یه عشق دیگم

    • تو كه میدونی من زیاد به خیابونا وارد نیستم
      .
      .
      .
      میشه بگی از كدوم طرف میشه قربونت برم؟؟

    • بوسه: یعنی اتصال سیمهای مثبت و منفی یک جریان برق ۶۶۰۰۰ولت که اگه زیاد طول بکشه فیوز مرکزش بدجوری میزنه بیرون.

    • هیچ وقت کسی که زیباست عزیز نیست همیشه اونی کسی که عزیز است زیباست . تقدیم به تو که عزیزی

    • بلوتوث قلبتو روشن کن می خوام یه بوس برات بفرستم.

    • به اندازه تمام سلولهای بدنم دوستت دارم (از طرف یک تک سلولی) شوخی کردم دیونه تو که می دونی نفس منی ( ازطرف یک مرده)

    • ای اس ام اس برو پیش اونکه بهش فکر می کنم اگر کار داشت مزاحمش نشو اگه خواب بود ببوسش واگر تو رو دید بگو دوسش دارم.

    • آسمان را ستاره زیبا می کند باغ را گل عشق را محبت و چشم را اشک و ما را یاد شما.

    • به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه هنوزم بین ما شاید یه حس تازه پیدا شه
      یه راهی روی من وا کن تو این بیراهه بن بست یه کاری کن برای ما اگر مایی هنوزم دشت.

    • خیال می کردی قلب من تاب شکستن نداره منتظری بازم دلم پیش دلت کم بیاره
      مرام من تو عاشقی یکدلی و صداقته وقتی می گم نوکرتم این آخر رفاقته

    • بیچاره من به هر چه رسیدم سراب بود افسوس هرچه نقشه کشیدم بر آب بود

    • من که ازیاد تمام آشنایان رفته ام وای بر من گرتو هم روزی فراموشم کنی

    • وقتی بدونم که یک لحظه به یادم هستی ، تمام عمرم فدای آن یک لحظه می کنم که من بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم

    • ۱۷۵+۱۶۴۵۸۴
      -۱۴۵۵ /۴۵۴۷+
      ۵۱+۴۴۴*۴۵۹۲۲/۲۲
      نخیر هر جور حساب می کنم نمی تونم ازت دل بکنم

    • چو یادت روز و شب در خاطر ماست تو هم هر جا که هستی یاد ما باش

    • لابه لای تمم خستگیهات همیشه یادت باشه یکی رو داری که از تمام دنیا بیشتر دوست داره، چون تمام دنیاشی .
      برات می میره پس خودتو واسش حفظ کن

    • وقتی کسی به دل نشست ، نشستنش مقدسه حتی اگر نخواهدت نفس کشیدنش بسه

    • اگر می خوای بدونی چند تا دوستت دارم انگشتت رو بزار روی نبظت
      .
      .
      دیدی !!! دوست داشتنم تمومی نداره ….

    • پای مورچه رو تصور کن (الهی)
      حالا تصور کن جوراب داره ….
      حالا تصور کن جورابش سوراخه …
      دلم برات به اندازه سوراخ جوراب مورچه شده

    • خیلی سخته ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده !!!
      ولی تلخ تر از اون اینکه ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شده !!!

    • الهی خنده هات از ته دل / گریه های از سرشوق و هیچ غروبی برات باغم نباشه

    • دلم گفته از آدمهایی که میگن دوستت دارم اما معنی شو نمیدونن
      از آدمایی که میخوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن
      از اونایی که زیر بارون واست می میرن ولی وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره

    • تو + عشق = زندگی
      زندگی + تو = آرامش
      من - تو = دیوانگی
      عشق + دیوانگی = تو
      زندگی - تو = مرگ !!!

    • ما جدا افتادگان را هیچ کس غمخوار نیست جان فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست

    • میگن لبحند ربطی به مرگ نداره …
      ولی تو بخند ببین چطور برات می میرم

    • به حساب بانکی شما میلیونها بوسه عشق واریز کردم
      شما می توانید به طور شبانه روزی از طریق مهرکارت برداشت کنید

    • هرگاه که دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت یاد آر که من منتظر و چشم به راهم

    • دل هیچکس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که می سوزد سر خاکم

    • اعتبار دوستی شما رو به اتمام است ، برای شارژ مجدد آن یک بوس بفرستید

    • LOVE :
      L : لنگه تو پیدا نمیشه !
      O :عمرمی !!
      V : وجودمی !!
      E : انگار SMS رو اشتباهی فرستادم !!

    • میدونی طبق آخرین آمار کم جمعیت ترین جای دنیا کجاست ؟
      نمیدونی ؟؟!!
      .
      .
      قلب منه که فقط تو توی اون ساکنی !!

    • در قلبت رو واسه هر کسی باز نکن ، اونی که دوست داره کلید داره ….

    • چک عشقت رو به بانک محبت بردم باز هم حسابت خالی بود
      چک رو به اجرا گذاشتم تا حکم جلب قلبت رو بگیرم

    • این دله منه ! . . . . دیدیش؟ . . . . نه؟ . . . . خوب معلومه دیگه. دلم برات یه ذره شده . اونقدر که نمی تونی ببینیش…

    • عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر بینی عکس یار
      عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن

    • بوسه ، یعنی اتصال سیمهای مثبت و منفی یه جریان برق ۶۶۰۰۰ ولت که اگه زیاد طول بکشه فیوز مرکزیش بدجوری می زنه بیرون

    • کسی که زیباست عزیز نیست همیشه کسی که عزیز است زیباست.

    • بلوتوث لباتو فعال کن می خوام یه بوس واست بفرستم

    • آیsms برو پیش اونیکه بهش فکر می کنم
      اگه کار داشت مزاحمش نشو
      اگه خواب بود ببوسش و برگرد
      اگه تو رو خوند بهش بگو دوستش دارم

    • آسمان را ستاره زیبا می کنه ، باغ را گل ، عشق را محبت ، چشم را اشک و ما را یاد شما

    • به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه هنوزم بین ما شاید یه حس تازه پیدا شه
      یه راهی روی من وا کن تو این بیراهه بن بست یه کاری کن برای ما اگر مایی هنوزم هست

    • زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است
      عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است

    • لیز خوردن یه بهونه است تا دستایی رو که دوست داری ، محکم تر بگیری . (روز برفی خوبی داشته باشین)

    • میگن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون کم میشه
      میدونستی چشمای تو شیشه عمر منه ؟؟؟

    • نزدیکترین به تو همان است که وقتی چشمانت را می بندی می توانی اون را ببینی

    • تو مثل تولدی ، مثل تقدیر مثل قسمت
      مثل الماسی که هیچ کس روی اون نذاشته قیمت

    • درون قلب من نقش تو پیداست لبانت مثل گل خوشرنگ و زیباست
      مخور غصه اگر از هم جداییم که بی مهری همیشه کار دنیاست

    • به خاطر عشق خودت زنده نباش
      به خاطر کسی زنده باش که به عشق تو زنده اس

    • محبت مثل سکه می مونه که اگه بیفته تو قلک قلب نمیشه درش بیاری ،
      اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی

    • فک نکنی وقتی ازت دورم یعنی یعنی فراموشت کردم نه …
      فقط دارم بهت فرصت میدم تا دلت واسم تنگ بشه

    • خواننده این اس ام اس یه دل پاک داره ، یه قلب مهربون داره و یه دوست خوب که آرزوش سعادت و و موفقیت اونه

    • من سر راه تو دام عشق پهن کردم ولی تو با سرعت از کنارش گذشتی و گفتی : میگ میگ

    • من در این کلبه خوشم تو در ان اوج که هستی خوش باش
      من به عشق تو خوشم تو به عشق هرکه خواهی خوش باش

    • در آن زمان که دوست داری کسی به یادت باشه به یاد من باش که همیشه به یادتم

    • به همه لبخند بزن اما با یک نفر بخند
      همه را دوست داشته باش اما به یک نفر عشق بورز
      تو قلب همه باش اما قلبت مال یه نفر باشه

    • دلم از دوریت پاره پاره شد
      دوختمش ، حالا تنگ شده

    • شب اس ام اس زدم که بگم که تنهام مثل ماه ، کوچیکن مثل ستاره ، اما دوستت دارم به قد آسمونی که اندازه نداره

    • لپتو بیار جلو
      ۱
      ۲
      ۳

    • دوستی یعنی : کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یه نفر به اندازه دنیا

    • ای که دور از من و در یاد منی ، با خبر باش که دنیای منی
      شادیت شادی من ، غصه ات غصه من
      خانه ات قلب من و و قلب تو خانه من

    • به مجنون زد شبی لیلی اس ام اس که آخر تا به کی تاخیر و فس فس؟
      اگر عقدم نخوانی سال جاری روم تهران، شوم دختر فراری

    • اگه باهات نبودم “برات ” که بودم
      اگه چشمات نبودم “نگات” که بودم
      اگه حرفات نبودم “صدات” که بودم
      اگه خودت نبودم ” فداااااااااااات ” که بودم.

    • وقتی دلم برات تنگ می شه میرم پشت ابرا گریه می کنم. پس هر وقت بارون اومد بدون دلتنگتم

    • میدونی فرق تو با عشق / زندگی و گل چیه؟
      عشق یک کلمه اس ولی تو معنای اونی
      زندگی یه اجباره ولی تو دلیل اونی
      گل یه گیاهه ولی تو عطر اونی

    • قشنگترین صدای زندگی من تپش قلب توست
      و قشنگترین روز زندگی من روز به تو رسیدن است
      کدامین شاخه گل زیبا را به خاطر ما شدن تقدیمت کنم که وجود نازنینت عطر تمام گلهاست

    • میدونی فرق توبا پروانه چیه ؟
      پروانه با قشنگیش اسیر میشه ولی تو با قشنگیت اسیر می کنی

    • تمام لذتهای دنیا زمانیه که انتظارشو نداری و هیچ لذتی بالاتر از دوست داشتن نیست ،
      پس حالا که انتظارشو نداری ” دوستت دارم”

    • برف از ابر دلش می گیره می ریزه ف زمستون بهونه اس
      برگ از درخت خسته می شیه می افته ، پاییز بهونه اس
      دل من برات تنگ شده اس ام اس بهونه اس

    • ما نمیتونیم به دلمون یاد بدیم که نشکنه ولی می تونیم بهش یاد بدیم که وقتی شکست لبه های تیزش دست اونی که شکوندش نبره

    • زندگی مثل یه دیکته اس که غلط می نویسی و پاک کی کنی . دوباره می نویسی و پاک می کنی غافل از اینکه یه روز داد می زنن وقت تموم شد ورقه ها بالا

    • عشق تو تو قلبم مثل افغانیه که از ایران نمیره بیرون

    • ازم پرسیدی منو بیشتر دوست داری یا زندگی تو خوب منم راستشو گفتم .
      گفتم زندگیمو…
      ازم نپرسیدی چرا گریه کردی و رفتی اما نمیدونستی که تو خودت زندگی منی

    • تو + عشق = زندگی
      زندگی + تو = آرامش
      من - تو = دیوانگی
      عشق + دیوانگی = تو
      زندگی - تو = مرگ

    • شکسپیر می گه: عشق مثل آبه می تونی تو دستات قایمش کنی ولی یه روزی دستات رو باز می کنی می بینی چکیده بی آنکه بفهمی دستات پر از خاطره هاست

    • قانون دوستی و معرفت میگه: باهام باشی باهاتم دیونه باشی دیونه میشم… مریض باشی مریض میشم …. بمیری میمیرم…. تنهام بزاری…………. (منتظرت می شینم)

    • نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

    • نمیگم دوستت دارم نمیگم عاشقتم می گم دیوونه تم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیوونه است

    • همیشه از یه ارتفاعی از آسمون دیگه ابری وجودنداره پس هر وقت دلت ایری شد بدون که به قدر کافی اوج نگرفتی

    • هر بار که کودکانه دستی کسی را گرفتم گم شدم. آنقدر که در من هراس از گرفتن دستی هست ترس از گم شدن نیست

    • ازش پرسیدم چقدر دوسم داری؟ گفت به اندازه شکوفه های بهاری . و چه راست می گفت چون شکوفه های بهاری مهمون دو روزه بودن

    • کنم هر شب دعا کز دلم بیرون رود مهرت به دل آهسته می گویم الهی بی اثر گردان

    • وقتی بارون میاد هر چند قطره که تو دستت گرفتی تو منو دوست داری هر چی نتونستی بگیری من تو رو دوست دارم.

    • نگاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد
      نگاهم کرد ، در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم
      نگاهم کرد ، دل به او بستم
      نگاهم کرد ، بعدها فهمیدم که فقط نگاهم میکرد!

    • در زندگی محتاج دو چیز باش قلبی که دوستش داری و قلبی که دوستت دارد

    • در عشق اگر عذاب دنیا بکشی / با اشک دودیده طرح دریا بکشی
      تا خلوت من هزار فرصت باقیست / تنها نشدی که درد تنها بکشی

    • هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم ، گم شدم . . .
      آنقدر که در من هراس گرفتن دستی هست ، ترس از گم شدن نیست …

    • غرورت را به خاطر کسی که دوستش داری بشکن. ولی هیچ وقت دل کسی را به خاطر غرورت نشکن.

    • خوش است اندوه تنهایی کشیدن اگر باشد امید باز دیدن …

    • گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم؟

    • کی چه گلی رو دوست داره؟؟
      نجار : گل میخک / دندانپزشک: گل مینا / دزد : گل شب بو / کاسب : گل گاو زبان / نویسنده : گل کاغذی
      و من گلی که داره این اس ام اس رو می خونه

    • ۳ ثانیه نگاه، ۳ دقیقه خنده ، ۳ ساعت صفا، ۳ روز آشنایی ، ۳ سال انتظار، ۳۰ سال پشیمونی

    • کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت به دل آهسته می گویم الهی بی اثر باشد

    • دنبال کسی نباش که باهاش زندگی کنی ، دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی …

    • نگاه اولت بر من اثر کرد
      نگاه دومت دیوانه ام کرد
      نگاه سومت عاشقترم کرد
      نگاه آخرت دیگه حیز بازی بود هااااااا

    • ازش پرسیدم چقد دوسم داری؟
      گفت: به اندازه های شکوفه های بهاری
      و چه راست می گفت…
      چون شکوفه های بهاری مهمون دوروزه بودن . . .

    • دنبال گناهی هستم که مجازاتش تبعدی به قلب تو بود ….

    • هیچ کس لیاقت اشکاتو نداره اگر داشت اشکتو در نمی اورد.

    • نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیلی خلوت . تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی …

    • برگ از درخت خسته میشه ، پاییز همش بهونه است

    • خدا تو را به کسی چون تو مبتلا سازد.

    • یه سبد گل واست می فرستم که توش بیست تا گل باشه
      ۱۹ تا طبیعی و یه دونه ی آخری مصنوعی
      تا پژمرده شدن آخرین گل دوستت دارم …

    • نمیگم دوستت دارم ..
      نمیگم عاشقتم …
      میگم دیوونتم …
      که اگه یه روز ناراختت کردم بگی بیخیال دیوونه اس

    • ۱. اصلاً عاشق نشو
      ۲. اگه عاشق شدی واسه معشوقت بمیر
      ۳. اگه مردی ، خاک بر سر بی جنبه ات کنن.

    • اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی، بی توآروم و قرار نداشتم
      گریه می کردم . . .
      تورو می خواستم . . .
      میدونستم تو نباشی نمیخوابم . . .
      ۰
      ۰
      ۰
      دوستت دارم پستونک

    • یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن؟
      رفتم و بزرگ شدم… آنقدر بزرگ شدم که یادم رفت دوستت داشته باشم.

    • زير سيگاري با اون كه مي دونه سيگار هميشه دلشو مي سوزونه ولي بازم اون و تو دلش جا مي ده ! زير سيگاريتم

    • اخر يكروز پرينت قلبمو مي گيرم كه بدوني با هر هر نفسم صد بار ميگم دوست دارم

    • می دونی چرا بعضی شبا زود صبح می شه؟ چون خورشیدم دلش واسه تو تنگ می شه

    • بگیر از من تو این دل یادبودی،
      که تنها لایق این دل تو بودی،
      هزاران خواستند این دل بگیرند،
      ندادم چون عزیز دل تو بودی

    • مي گن خدا بهترين نعمتش رو به بهترين بنده اش ميده … ولي من که بهترين بنده اش نيستم …پس چرا تو رو به من داده ؟!

    • عشق واقعي آن است که هر گاه با معشوقت بودي به آن فکر کني که با او هستي چي هستي نه اين که تنهايي کي هستي

    • دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني

    • روزگارم گله مندي شده است من بگيرم تو بخندي شده است ازدلم ياد نكردي شايد،عشق هم سهميه بندي شده است

    • عبارت ?کلاه سرت گذاشتن تا زانو? يعني چه؟ الف) فروش پرايد دوگانه سوز بدون مخزن. ب) قول تحويل ال نود تا پس فردا. ج) تحويل پژو ۴۰۵ با يک مأمور آتش نشاني در صندوق عقب. د) من مادرم مريضه، کارت سوختتو بده، چند ليتر بـنـزيـن بزنم smug

    • باز هم ثانیه ها اسم تورا جار زدن و دقایق همه امشب به تو تکرار زدن وسکوتی که دراین عقربها میچرخید نکند در دل تو اسم مرا دار زدن

    • وقتی یک مرد از ازدواج می ترسه, واسه این نیست که از دل بستن به یه زن می ترسه, بلکه دل بریدن از بقیه زنهاست که اونو میترسونه

    • توی زندون عشق تو اونقدر شلوغ میکنم و زندون رو به هم میزنم که مجبور بشی منو بذاری توی انفرادی قلبتlove struck

    • اگه ديدي بچه اي كنار يك روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده بدون كار بچه نيست تبليغ ايرانسله

    • کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد

    • دوست داشتن بهترين شکل مالکيت و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن است

    • اسمان را ستاره زيبا ميكند باغچه را گل عشق را محبت بيابان را چمن چشم را اشك و تو را عمل كردن دماغ زيبا ميكند

    • اگه عشقم حقیره ! اگه جسمم کویره ! اگه همیشه تنهام ! اگه خالیه دستام ! هيچ خيال ني!!! برای تو عاشق ترین عاشق دنیام

    • کاش ميشد روي قلب سرنوشت،لحظه هاي با تو بودن را نوشتlove struck

    • زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند

    • عشق کلید شهر قلبهاست به شرط آنکه : قفل دلت هرز نباشه تا با هر کلیدی باز بشه !!!!!

    • هرگاه دفتر محبت را ورق زدي، هرگاه زير پايت خش‌خش برگ‌ها را احساس كردي، هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره خاموش ديدي، براي يك بار در گوشه‌اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير
  • + نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 18:30  توسط حسین  | 

    سر زبان من شهريار ايثاري Sun Jul 31 2005
    ملا مشغول غذا خوردن بود که يک نفر از کنار او با اسب عبور مي کرده. ملا با او تعارف مي زنه و مرد سوار از اسب به زير مي آد و از ملا مي پرسه من ميخ افسار اين اسب را کجا بزنم ؟ ملا با دلخوري مي گه : بر سر زبان من !!!

    منو کشتی! شهريار ايثاري Sun Jul 31 2005
    رشتي يه مي خواسته بره قزوين. دوستش ازش مي پرسه: بابا جان تو که مي خواي بري قزوين آخه قزوينيا را مي شناسي؟ رشتي يه ميگه نه. رفيقش مي گه: اگه يه موقع کسی يقه ات را گرفت ، بگو من تا حالا چند نفري را کشتم ، تا يارو بترسه و دست از سرت برداره! رشتي يه ميره قزوين و وقتي که در تاکسی نشسته بوده بي هوا چشمش به آينه مي افته و ميبينه که راننده در آينه براي او چشم و ابرو مي آد. ياد حرف رفيقش مي افته و ميگه: منو اين جور نگاه نکن تا حالا چند نفر را کشتم. راننده با خنده ميگه : ميدانم! ولي قبل از همه منو کشتی!!!

    جايزه نوبل مچي.كانادا Sun Jul 31 2005
    مسئولين بانك مركزي امسال نامزد دريافت جايزه نوبل در شيمي شده‌اند. دانشمندان چندين قرن در زمينه تبديل عناصر .كوشيدند و ناموفق بودند، ولي مسئولين بانك در كمتر از دو دهه ريال را تبديل به تپاله كردند.

    ژاپني Sun Jul 31 2005
    يگ روز يه ژاپني مياد ايران و وقتي برميگردد ژاپن يكي ميگه چطور بود ميگه قزوين تا تا شي توشه ولي در يزد چه تا شي چه تا نشي توشه

    دوقلو محسن محمد احسان جواد وحيد امير حميد علي شيخ نيا Sun Jul 31 2005
    يه عرب زنش دوقلو گيرش مياد ميره حسابداري ميگه اقا چند ميشه ميگه100000 تومان ميگه كمتر حساب كن تا دوتاشون ببرم

    زن حامله سحر Sun Jul 31 2005
    يه روز يه زن 13قلو داشته 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نمي ان ميره دكتروبا نگراني ميگه اقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نمي ان نكنه كه من اصلا"حامله نيستم دكتره ميگه خيلي خوب حالا بورو اونجاتا معاينه ات بكنم وقتي كه سونوگرافي ميكنه توي مانيتور ميبينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهست و1نفر انها پسر و پسره دستش رو گذاشته بودرو شكم مامان و مي گفت جون داداش چي اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون.

    سوتی بزرگ آغوشیان Sat Jul 30 2005
    به ِيه لره ميگن تا حالا سوتی بزرگ دادی ميگه اره یه با خونه تنها بودم دختر خالم زنگ زد گفت چه خبر گفتم هيچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بيا خونمون منم رفتم بهم گفت من ميرم توی اتاق تو هم چند دقيقه بعد بيا تو منم 10 دقيقه بعد رفتم تو اتاق تاريک بود برقارو که روشن کردم همه خنديدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش ميگن اينکه سوتی بزرگی نبود ميگه چرا اخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!

    فوضول علي محمدي عباس آباد 42 متري Sat Jul 30 2005
    به يك فوضول مي گن اگه ديگه فضولي نكني نصف دنيارو ميديم به تو فوضول:پس نصف ديگش مال كي ميشه!!

    ازدواج Sat Jul 30 2005
    دوتا گوش با هم ازدواج ميكنن يكيشون كر ميشه

    ghol masuod basfahrjany Sat Jul 30 2005
    يك يك روز سه تا آدم به يك قولي ميرسند قول به اونا ميگه بايد سه آرزو بكنيد تا بزارم از پيشم برين"اولي ميگه من يك ساختان بيست طبقه ميخام بعد قول آرزوشو برآورده ميكنه..... دومي ميگه من 1000000 دلار پول ميخام و قول برآورده ميكنه..... قول به سومي ميگه تو چي ميخواي , سومي كه يك ترك بود ميگه من مي گوزم تو رنگش كن."

    نلبكي فرشيد Sat Jul 30 2005
    يك روز يك تركه ميره حمام اب داغ بوده با نلبكي رو خودش اب مي ريزه.

    ترك علي محمد پاسبان ايران مشهد Sat Jul 30 2005
    به يك ترك ميگن خر خوب يا گاو ميگن چرا گاو ميگ ا دم نبايد از خودش تعريف كنه ....

    قلك داش محسن Fri Jul 29 2005
    يه تركه قلكش پرميشه مي ندازه دور

    كر و كور محسن Fri Jul 29 2005
    يك روز دو نفر ميخواستند از خيابون ردشوندكه يكي از آنها كور ودگري شل بود.ناگهان يك ماشين باسرعت ازكنارآنهاردميشود.مردكور به مردشل ميگه:تودنبال ماشين برو من هم شماره پلاك ماشين رو بر ميدارم.

    جو ورزشكاه meysam_andy2000 Fri Jul 29 2005
    از يكي كه خانشون جا ورزشگاه ازادي بوده سوال ميكنن ايا جو ورزشگاه رو شما هم تاثير داشته؟ مرد جواب ميده نه نه نه رن نا نا ايران

    حسن جميله و سعيد كله گنده و حبيب پتي مهران . عباس. مهدي .حبيب پتي . مهسا . مرجان . فهيمه ..محسن .پسرخالمون .. سعيد پسر داييمون .. كريم كافر Fri Jul 29 2005
    يه روز يه تركه ميافتد تو جوب باسه اينكه ظايع نشه صداي قوطي در مي آره ...........

    مار اصغر روغني Fri Jul 29 2005
    به مارميگن تاحالا عاشق شدي ...ميگه 10سال ازگار بدبختي كشدم هجران ديدم ...ميگن آخررش چيشد ...ميگه ديم شلنگه ...........

    بادمجون شهريار ايثاري Fri Jul 29 2005
    پيرزني ميره پيش دکتر و دکتر براي سربه سر گذاشتن او مي گه خانم شما حامله هستين. پيرزن تعجب مي کنه و مي گه : آقاي دکتر من هفتاد سالمه و شوهر هم ندارم . آخه چطور ممکنه؟ دکتر مي گه همين الان از منشی من وقت آقاي دکتر ...را بگيريد تا ايشان هم مجددا شما را چکاپ کند. همين که پيرزن از مطب بيرون مي رود دکتر به دوستش زنگ مي زند و باو مي گويد من همچين حرفي باو زدم تو هم آن را تاييد کن! وقتي که پيرزن به مطب دکتر دوم مي رود ، دکتر دوم هم گفته دکتر اول را تاييد مي کند. پيرزن با تعجب مي گويد : عجب دوره و زمانه اي است ! ديگه با بادمجون هم نمي شود اعتماد کرد!!!

    تركه حسن&مازيار Fri Jul 29 2005
    تركه شب خواب مي بينه دعواش شده فردا شب با دوساش مي خوابه

    پسر سر به زير الهام2020 Thu Jul 28 2005
    يك روز يه پسر سر به زير به اسمون نگاه ميگرده يه ستاره بهش چشمك ميزنه سرسو پايين ميكنه ميگه×استغفرال..×

    ترک مجتبی .ب Thu Jul 28 2005
    يه تركه نگاه تو اب ميكنه ميگه جلال خالق تا حالا اسب ابي ديده بوديم اما خر ابي نديده بوديم

    چطور مگه؟ شهريار ايثاري Thu Jul 28 2005
    به ترکه گفتن حالا شما راستي راستي ترک هستي؟ ترکه گفت چطور مگه ؟ "بار" داري

    مشکي شهريار ايثاري Thu Jul 28 2005
    ترکه عاشق سياه پوست بي ريختي مي شه ازش مي پرسن : تو که اين قدر سفيدي چرا عاشق اين سياه پوست بد قيافه شدي؟ ترکه مي گه : آخه مشکي رنگ عشقه!!!

    هلو شهريار ايثاريَ Thu Jul 28 2005
    ترکه يه خوشه ي انگور دستش بوده هي يه دونه يه دونه انگور ها را مي خورده. دوستش که داشته اين صحنه را تماشا مي کرده ميگه : بابا يه دفعه يه مشت انگور بريز تو دستت بعد يهو بريز دهنت . ترکه مي گه : هه مگه هلو ئه ؟!!

    بي هوا شهريار ايثاري Thu Jul 28 2005
    ترکه بی هوا مي ره تو اتاق خفه مي شه

    كار دولتي كتي جون Wed Jul 27 2005
    به تركه مي گن نظرت راجع به خانه عفاف چيه ؟ مي گه خيلي خوبه زنم يك كار دولتي پيدا كرده

    قالب يخ علي رضا جيگر Wed Jul 27 2005
    يروزيك تركه ميره يخ ميخره بعدن ميرسه به خونش بعدن هي دوريخرو نگاه ميكرد بعدبهش ميگن چرانگاه ميكني ميگه تولسگ يخ داده يخه سوراخه

    واژه نامه ..... ها (1) شهريار ايثاري Wed Jul 27 2005
    کشتي ------- تشخيص و کفتر دمپايي ----- نفر بر سگ --------- پارس خودرو چاقو ------- تو دل برو مسلسل ------ حيدر آفتابه ----- منشور چنگال ----- يکي بود يکي نبود آينه ------- من درش پيدا شيشه ------- آن ورش پيدا

    مرغ خسيس علي ظريف Wed Jul 27 2005
    به مرغه ميگن برايه چي تخم نمي زاري مي گه بخاتره60تومان هيكلمو خراب كنم

    جوجه اميد از اهواز Wed Jul 27 2005
    يه روز دو تا جوجه به هم قول ميدن كه با هم عروسي كنن وقتي بزرگ مي شن ميبينن دوتاشون خروسن

    تابستان ح زماني قوچان Tue Jul 26 2005
    يك شب تابستان دوتا كرده ميرن بالاي پشت بام بخوابند بعد از مدتي دعواشان ميشه وقتي همسايه ها ميرن مي بينند براي اينكه كدومشون وسط بخوابند دارند دعوا ميكنند

    شهيدان جهنم مهدي (زرند) Tue Jul 26 2005
    يه روزتوي جهنم بمب ميزارن چندنفرشهيدميشن مي برشون توي بهشت

    پدر سجاد-ي (زرند) Tue Jul 26 2005
    يه جيرفتي پدرش فوت ميکندبهش ميگن چجورپدري بودجيرفتييه ميگه هي اي پدري نبي سگي بي

    بسیجی مهدی Tue Jul 26 2005
    به بسیجی می گن ساعت چند است می گه هرچی آقا بگه

    ترك Tue Jul 26 2005
    يك روزيك بچه به بابا ش ميگه چرابه ما مي گن ترك باباش گفت برويك قابلمه ودوتاقاشق بياروقتي كه اوردپدرشروع كردبه زدن روي قابلمه درهمين حال بجه مي گه بابادرميزنندپدرميگه بخاطرهمين به ماميگن ترك حالا تواينهاروببرمن برم دروبرم بازكنم

    مرغ الهام Tue Jul 26 2005
    ب مرغه مي گويند جان بچه ات را قسم بخور ميگه به تخمم

    سوسک مهندس فیروزه Tue Jul 26 2005
    یه روز دو تا سوسک با هم ازدواج میکنند برای ماه عسل میروند فاضلاب

    شاگرد زرنگ الهام2005 Tue Jul 26 2005
    يه روز مامان از بچه اش مي پرسه پسرم امروز چند تا 20 گرفتي بچه ميگه يكي مادر ميگه از چه درسي بچه ميگه از رياضي7 از علوم8 از املا 5 7+8+5=20

    پولكي Tue Jul 26 2005
    يه تركه ميره اصفهان پولكي ميخره وقتي ميخوره ميگه ايلده چيبس شيرين نديده بوديم

    آب یخ شهريار ايثاري Tue Jul 26 2005
    مرد جهنمي مي ره دم ديوار بهشت به بهشتي يه مي گه يه ليوان آب يخ بده. بهشتي يه آب نمي ده. مرد جهنمِي ميگه باشه ! ده دقيقه ديگه تو هم مي آيي دنبال آب جوش آن وقت من هم بهت نمي دم !!!

    رستم شهريار ايثاري Tue Jul 26 2005
    يه ترکه اسم بچه شو مي زاره ""رستم"" مي ترسه صداش کنه.!!!

    سوسمار شهريار ايثاري Tue Jul 26 2005
    ترکه مي ره سيرک، ميبينه که مرد مرتاض دهن سوسمار را باز کرده و التش را در دهان سوسماره مي گذاره و دهن سوسمار را مي بنده و وقتي که دهن سوسمار را باز مي کنه، همه مي بينن که آلت مرتاض سالم مونده. مرتاض به مردم مي گه : کي ميتونه اين کار رابکنه؟ ترکه مي گه : "من" ولي من دهنم به اندازه سوسماره باز نمي شه!!!

    مموشی شهريار ايثاري Tue Jul 26 2005
    ترکه با چند بچه سوسول در يک مهماني نشسته بودند، يکي از پسرها مي گه : سگ من را هيچ سگي حريف نيست ترکه ميگه بندازش پيش مموشی من تا ببيني کدومشون قوي ترند. وقتي سگ بزرگ را در اتاق مموشی مي اندازند چند دقيقه بعد لاشه سگ از اتاق بيرون مي افتد پسر ديگر ميگه سگ من اون مموشی ات را درسته قورت مي ده.... سگ دومي هم به سرنوشت سگ اول دچار مي شه. پسر ها مي گن مگه اين مموشی شما چه جوری يه ؟ در اتاق را باز مي کنن و ميبينن که يک سوسمار در اتاق است . به ترکه مي گن : اين که سوسمار است! ترکه مي گه والله ما نمي دونيم اسمش چيه. ما تو ي خونه بهش مي گيم " مموشی"

    كاندوم مشكي رضا شمس ابادي-نيشابور Tue Jul 26 2005
    يارو ميره دارو خانه مي گه:اقا كاندوم مشكي دارين.بنده خدا ميگه داريم ولي واسه چي مشكي مخواي ميگه اخه پدر زنم فوت كرده شب مي خوام به زنم تسليت بگم.

    تركه زماني از قم Tue Jul 26 2005
    يك روز تركه ميره لا مپ مهتابي بخره ميگه اقا يك متر لامپ ميخوام

    چاق رها Mon Jul 25 2005
    یه روز یه ترکه چاق میشه قل میخوره

    نارنگي آرمين خليل تاش Sun Jul 24 2005
    يک روز يه ترکه ميره نارنگي بخره اسم نارنگي يادش نمي ياد بعد مي گه آقا به من 2کيلو پرتقال کمباد بده

    مشکی مهدی 60 Sun Jul 24 2005
    يك روز يك تركه 2تا پيراهن مشكي با هم مي 1وشه بهش ميگن چرا 2تا پيراهن با هم پوشيدي ميگه اخه پدر مادرم با هم مردن

    زنبور تو سينما هستي-ب Sun Jul 24 2005
    يه روز تو يه سينما بر اثر اتفاق زنبوري وارد آنجا شده و داخل پيراهن دختري مي شودولي دست پسر رو ميزنه

    خالی بندی Sat Jul 23 2005
    يه روز دو تا خالي بند واسه هم خالي ميبستن اولي ميگه ما يه كوه كناره خونه داريم هر وقت ميگي حميد دو سه بار ميگه حميد.حميد.حميد بعد اون يكي ميگه اين كه كاري نيست ما يه كوه داريم وقتي ميگي حميد ميگه كدوم حميد.
    منبع:http://www.iranvatan.com/services/jokes/more14.html
    + نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 13:15  توسط حسین  | 

    ترک شيدا Thu Aug 11 2005
    يه ترکه خودکارش تموم ميشه ترکه تحصيل ميکونه

    قزوین دکتر پ تهران Thu Aug 11 2005
    تو صف نونوایی قزوین ملت کیپ تو کون واساده بودن نونواه میاد بیرون صفو بهم میزنه که نون تموم شد یکی از ته صف داد میزنه بلام جان چرا صفو بهم میزنی نونواه میگه آخه نون تموم شد قزوینیه میگه نان تمام شد که شد صفو چرا بهم میزنی؟

    چپ ممل Thu Aug 11 2005
    يه روزي به يك تركه ميگن تاحالاتواتوبان چپ كردي ميگه نه ......ولي يه بارتوي خيابان راست كردم آبروم رفت

    عربه ياسروهادي Wed Aug 10 2005
    يك عربي يخچالش در نداشت جاش پرده مي زاره

    مامور آمار شهريار ايثاري Wed Aug 10 2005
    مامور آمار درخانه رشتي يه را مي زنه و مي گه : ببخشين خانم شما تعدادتون چند نفر است؟ زن رشتي يه مي گه : من يه نفرم شما چند نفريد ؟!!!

    پدرحساب گر حميداسدي Tue Aug 09 2005
    معلم ريازي,توچراهميشه درجمع كردن اضافه مي نويسي مرتضي اقابه خداتغسيرمن نيست,معلم پس تغسيركي ,مرتضي.اقا تغسيرپدرمونه كه ميگه درجمع هرچه بيشتربنويسي بهتراست ,معلم عجب مگه پدرتوچه كاره است,مرتضي اقاپدرمون رستوران داره

    كميته امداد نگار Tue Aug 09 2005
    يك روز يكنفر ميميره خاكش ميكنند فردا شبش خونوادش ميان سرقبرش بش ميگن امام اولت كيه ميگه امام خميني دوباره ميگن ميگه امام خميني بعد خونوادش ميرن پلو خدا بعد براي خدا جريان رو تعريف ميكنند خدا ميگه دوباره بپرسيدبعد ميرن پلو مرده ميگن امام اولت كيه ميگه امام علي ميگن پسچرا ديشب ميگفتي خميني. ميگه چون فكر كردم از كميته امداد اومديد.

    مگس امين گما ر Tue Aug 09 2005
    به تركه مي گن چرا ادم نمي شي ميگه از اين قرتي بازيها خوشم نمي ياد

    مگس امين گما ر Tue Aug 09 2005
    به تركه مي گن يه جمله بگو توش اب باشه مي گه لوله

    پسر با هوش علي كوچولو Tue Aug 09 2005
    يه روزي يه بچه شلوارشو بر عكس ميپوشه مامانش ميگه اي قربون پسرم بشم كه وقتي عقب عقب ميره انگاره داره جلو جلو مياد .

    اصفهانی Tue Aug 09 2005
    یروز یک پشه می افتد در چاه یک اصفهانی اصفهانیه میره پشه را در می یاره میگه تف کن تف کن

    كاميون جوك فهميده Mon Aug 08 2005
    يه روز 1 كاميون جوك داشته مي امده تركه نارنجك مي بنده ميره زير كاميون

    ميخ f and f Mon Aug 08 2005
    يه تركه ميخ ميره تو پاش هرچي ميكنه درنمياد باچكش ميزنه ميره تو

    مرغ پويا Mon Aug 08 2005
    يه خروسه دست زنشو ميگيره ميبره تو مغاره مرغ فروشي ميگه خانوم ببين من دوست دارم تو تويه خونه اينجوري راه بري

    بچه سياه ناصر باقري Mon Aug 08 2005
    قزوينيه يه بچه سياه مياره بهش ميگن اينو واسه چي آوردي ميگه آوردم براي محرم و صفر

    عباس آقا شهريار ايثاري Mon Aug 08 2005
    مردي دچار درد بواسير شد و طبق دستور پزشک بايد هر شب فردي منطقه ي مورد نظر را با پماد چرب کند و اين کار را به عباس آقا( يکي از دوستان صميمي اش) واگذار کرد . روزي از روزها عباس آقا عازم مسافرت شد و مرد ناچار اين کار را به خانمش واگذار کرد. وقتي که همسرش مشغول ماليدن پماد به موضع مورد نظر بود دستش را بر شانه همسرش گذاشته بود . مرد گفت چرا دو دستت را بر شانه هاي من نگذاشتی ؟ همسرش گفت : اگر دو دستم را بر شانه هاي تو بگذارم آنوقت با کدام دستم پماد بمالم ؟ مرد گفت : ولي عباغس آقا هميشه موقع چرب کردن بواسیر دو دستش را بر شانه هاي من مي گذاشت !!!

    نابينا نسيم Mon Aug 08 2005
    يه روز يه كور وارد آشپزخانه مي شه دستش مي خوره به رنده مي گه اين چرت و پرت ها چيه اينجا نوشتن.

    پول فرشيد Sun Aug 07 2005
    به تركه ميگندباپول يه جمله بساز ميگه آمپول

    پرچم ايران عسل Sun Aug 07 2005
    يه روزي يه تركه ميره مغازه پرچم فروشي به فروشنده مميگه پرچم ايران داريد فروشنده پرچم ايران را مياره تركه ميگه رنگاي ديگش نداريد

    پيرزن محمد عقيل واحدي (آبادان) Sun Aug 07 2005
    پيرزنه مي ميرره منكر ونكير سراغش مي گيرن مي پرسن امامت كيه مي گه امام خميني بعد يه مدت ميان دوباره سوال مي كنن امامت كيه مي گه امام علي مي گن چرا دفعه اول گفتي امام خميني مي گه فكر كردم اينجا كميته امداده امام خميني

    گارسی سجاد Sun Aug 07 2005
    يه خري داشته ار ار ميكرده فارسه به تركه ميگه ترجمه كن، تركه با دقت گوش ميده و يه چيزايي ميگه، يكدفعه خره ميگوزه ،تركه دیگه حرف نميزنه فارسه ميگه چي شد، ترکه میگه دیگه من نمیتونم داره از عقب فارسی قاطی میکنه.

    خاطره f and f Sun Aug 07 2005
    به تركه ميگن ايبن همه جوك درمورد شما ميگن ناراحت نميشين تركه ميگه نه بابا اينا واسه شوما جوكه واسه ما خاطرست

    صفر شهرزاد سگ دماغ Sat Aug 06 2005
    يه روز يه نقطه ميره قزوين صفر بر مي گرده

    وازلين شهريار ايثاري Sat Aug 06 2005
    ترکه شب زفاف در حجله را باز مي کنه و رو به مادرش مي گخ : به اون داداشم بگين بياد! مادر مي گه : داداشتو چيکار داري؟ بذار من بيام تو.ترکه ميگه :نه به داداشم بگين بياد... مادره مي بينه فايده اي نداره ، به پسرش ديگرش ميگه : نزديک در برو ببين چي مي گه! وقتي داداش نزديک ترکه مي شه ، ترکه يقه اش را مي گيره و مي گه : پدر سگ گفتم وازلين بخر ، رفتي چسب دو قلو گرفتي ؟

    بهشتيان فرهاد كا في نت نسل جوان Sat Aug 06 2005
    يه روز بهشتيان تصميم مي گيرن كه برن به ايرانيان جهنم ير سري بزنن نگاه مي كنن كه ايراني ها دارن مي رقصن بعد با تعجب مي پرسن چي شده م جواب ميدن كه پرونده ها گم شده

    اصفهاني روده دراز محمدرضا (ت ن ه ا) × از يزد با صفا × Sat Aug 06 2005
    يكروز يك اصفهاني براي سخنراني دعوت شد وقتيسخنرانيش تمام شد از يكي پرسيد من ساعت نداشتم ببينم چند ساعت سخنراني كرده ام او بهش گفت احتياج ب ساعت نيست از تقويم پشت سرت استفاده كن.!!!!!!!!!!!

    مهر وحید .تهران Sat Aug 06 2005
    ترکه اروسی میکنه . ازش می÷رسن چقدر مهر کردی . میگه: والا مهر نامزد بودیم آبان وآذر زیاد کردم

    ميدوني شهريار ايثاري Sat Aug 06 2005
    از ترکه مي پرسند : ميدوني گوسفند چه جوري پشکل ميريزه؟ ترکه با آهنگ ميخونه : دونه دونه دونه ... دونه دونه!!

    فارس احمق اميد اقازاده Fri Aug 05 2005
    به تركه ميگن جرا ترك شدي. ه ميگه چون امكانات نبود ميگن چرا فارس نشد ي ميگه مگه قحطي بود

    خر مهرداد و فرهاد از روستاي قورتتپه Fri Aug 05 2005
    يك روز تو جنگل يكي از حيوانات جوكي ميگه و همه ميخندند ولي خره متوجه نميشه بعد از چند روز كه يكي از حيوانات مرده بوده خر داشته ميخنديده كه وقتي ازش سوال ميكنن ميگه به اون جكه ميخندم.

    از ما گذشته شهريار ايثاري Tue Aug 02 2005
    خانه اي را با عجله رنگ کردندتا عروس و دامادي وارد آن شوند. شب زفاف دست آقاي داماد بي هوا به ديوار مي مالد و قسمتي از رنگ پاک مي شود. فرداي آن روز که نقاش ترک براي لکه گيري به خانه آنها مي آيد، عروس خانم نقاش را صدا مي کند و مي گويد: اوستا بيا آنحايي را که ديشب آقا دست گذاشته نشانت بدهم . نقاش سر را به زير مي اندازد و با خجالت مي گويد:اختيار دارَين خانم !اين کار ها ديگه از ما گذشته!!!

    با زهم شهريار ايثاري Tue Aug 02 2005
    به ترکه ميگن : شما راستي راستي ترکي ؟ترکه با ناراحتي مي گه : ايلدا ايدز که نگرفتيم ، خوب ميشيم

    ابوالفضل و مهدي Tue Aug 02 2005
    يك بار داريوش تواستاديو ازادي كنسرت ميزاره برااينكه يه هالي به مردم بده ميگه چي مي خاين براتون بخونم تركه دادميزنه ابي بخون ابي بخون

    عروسک علی رضا Tue Aug 02 2005
    یه روز به اندی(سلطان عشق) میگن چه بستنی دوست داری میگه عروسکی عروسکی....

    دعوا Tue Aug 02 2005
    يه روز دوتاجوجه باهمديگردعوا ميكننداونيكي جوجه به اويكي ميگه هيف كه جوجه اي اگنه مي زدمت

    بخيل ZAINAB_ABBAS99 Tue Aug 02 2005
    يه روز به بخيله مگن هرآرزوي داري براورده ميشه به يه شرط به همسايت دوبرابر ميديم ميگه يه چشمم رو در بياريد

    کشور شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
    به ترکه مي گن با (کشور ) يه جمله بساز. ترکه مي گه : من با کش ور رفتم خورد تو چشمم !!

    هر روز هر روز شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
    رشتي يه با جاهله داشتن مي رفتند، مي رسند دم خونه رشتي يه، رشتي يه مي گه: يه سري به زن جان بزنم... چند دقيقه بعد رشتي يه با صورت برافروخته از خانه بيرون مي آد. جاهله مي گه چيه رفيق ؟ چرا ناراحتي؟ رشتي يه مي گه : آخه ديدم يه نره خرذ روي زن جان بود! جاهله مي گه : د ! ميخواستي شيکمش را سفره کني . رشتي يه ميخنده و ميگه : اختيار دارين قربان! توي اين محل نمي شه هر روز هز روز آدم کشت !!!

    گوهر شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
    به ترکه مي گن با (گوهر) جمله بساز : ميگه تو گو هر وقت ما را ميبيني مي گي جمله بساز!!

    برابر شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
    رشتي يه به جاهله مي گه : اگه من ترتيب همشيره شما را بدهم چه صورتي پيدا مي کنه ؟ جاهله با خونسردي ميگه: هيچي ! تازه برابر مي شيم!!!

    گيوي علي از قيخ + متير Mon Aug 01 2005
    سيب زميني پدرش فوت مي كنه بعد از چهل روز "گيوي" ميشه !!!

    تفريح جمال جمالو Mon Aug 01 2005
    يك روزي معلم از بچه هاميپرسه تفريح شما چيه اولي پولدار بوده ميگه ما براي تفريح ميريم اروپا دومي ميگه تو ايران خودمون ميگرديم. سومي بچه عرب بوده ميگه ما وضع ماليمون خوب نيست .شبها با بامون ميگوزه ماهم مي خنديم

    لوبيا شهريار ايثاريَ Mon Aug 01 2005
    به ترکه مي گن با لوبيا يک جمله بساز. ترکه مي گه : کوچولو بيا!

    يخ شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
    از ملا نصرالدين پرسيدند: يخ اين شهر سرد تر است يا يخ شهر هاي ديگر ؟ ملا در جواب گفت : سوال شما از هر دو سرد تر است.!!

    گه تر شهريار ايثاري Mon Aug 01 2005
    فردي با آقاي ترکي دعوايش شد.مرد در حين دعوا باو گفت : (گه). ترکه از او پرسيد: (گه) يعني چه؟ مرد با کمي ترديد گفت: يعني بزرگ ....يعني قوي ...... ترکه خنديد و گفت : ها اين جوريه؟ پس ما هفت تا داداشيم. يکي از يکي (گه) تر !!!

    خيار و موز سالار. امير رضا.شادي Mon Aug 01 2005
    يه روز يه خيار و يه موز دعوا شون ميشه موزبه خيار ميگه بروباباكون تلخ خيار هم به موز ميگه درسته كه من كون تلخم ولي تو چي كه بخاطر 200تومان پول شلوارتو ميكشي پايين

    داداش شهريار ايثاري Sun Jul 31 2005
    به ترکه مي گن با( شاش)جمله بساز . ميگه : ممد رفت شيراز با داداشاش. ميگن : نه بابا منظور از (شاش)، جيش است. ترکه مي گه : ها بابا زود تر بگو . ممد رفت شيراز با آبجيش !!!

    رشتيه اميد Sun Jul 31 2005
    رشتيه زنش ميميره شبه اول قبر ميره سر قبر زنش /ميگه خانوم اولين شبي يه كه ميدونم كجا خوابيدي

    چاي ارضا Sun Jul 31 2005
    تركه ميره پيشه دكتر ميگه اقاي دكتر رفتم خونه ديدم شلوار زنم رو زمينه.عصابم خوردشد رفتم چايي خوردم برگشتم ديدم لباس زنم رو زمينه عصابم خورد شد رفتم بيرون چايي خوردم برگشتم ديدم يكي رو زنمه عصابم خورد شد رفتم چايي خوردم دكتر گفت حالا چي كار مي تونم بوكونم گفت اقاي دكتر اين همه چايي برام ضرر نداره

    مينا و تينا شهريار ايثاري Sun Jul 31 2005
    به ترکه مي گن : با( مينا و تينا) جمله بساز. ترگه مي گه : من مي رم خونه ي مامانمينا توهم برو خونه ي مامانتينا!!!
    + نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 19:59  توسط حسین  | 

    قطام شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    از ترکه مي پرسن: نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه سريال خوبيه ...فقط اگه مي شه قطام شو زياد کنين!!!

    صدا وسيما شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    ترکه زنگ مي زنه صدا و سيما و با ناراحتي مي گه : چرا شما برنامه هاي مبتذل پخش مي کنين؟ مسوول با تعجب مي گه : چه برنامه اي ؟ ترکه مي گه: همين ريال امام علي! مسوول با تعجب بيشتر مي گه : کجاي سريال مشکل داشت؟ ترکه مي گه : همين قسمت هاي که قطام به آرامي راه ميره. در آين حالت ،تلويزيون ما پرش داره و چيزهايي که نبايد ببينيم را ميبينيم!!!!

    ساعت گويا شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    ترکه يه دختر خوشگل رو توي اتو بوس مي بينه.ازش مي پرسه: ببخشين خانوم...دوست دختر که مي گن ، شمائين ؟!!!

    در استخر شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    ترکه را توي استخر ميگيرن و مي خوان واسه شاشيدن توي آب جريمه اش کنند.ترکه با داد و فرياد مي گه: بابا همه توي آب مي شاشن! مسوول استخر مي گه : بله . ولي نه از روي دايو!!!

    همراه فرهاد بهادر Fri Aug 26 2005
    يه روز به منزل شخصي تماس گرفتم. خانمش تلفن رو جواب داد. سراغ شوهرش رو ازش گرفتم. گفت: رفته بيرون. گفتم: همراه داره ( منظورم تلفن همراه بود) گفت: نه تنهاس

    روزگار حامد ساللاركيا Fri Aug 26 2005
    روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت، شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.

    مهتابي حامد سالاركيا Fri Aug 26 2005
    مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين !!!

    تايتانيك عليرضا Fri Aug 26 2005
    ترك ميره سينما فيلم تايتانيك ر ا ميبين ازش ميپرسن فيلم چطور بود ما نفهميديم تايتانيك دختر بود يا پسره

    صندوق صدقات آنا از يزد Thu Aug 25 2005
    يه روز يه تركه پول مي اندازه صندوق صدقات. مياد ازخيابون رد بشه ماشين بش ميزنه . ميره دم صندوق مي ايستدهر كي مي خواسته پول بندازه ميگه اقا ننداز من امتحان كردم خرابه!!!!!!!!!!

    قوطي مصطفي Thu Aug 25 2005
    يك روز يك قورباقه با يك طوطي عروسي ميكنه بچه شان ميشه قوطي

    ترکه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شهريار ايثاري Thu Aug 25 2005
    ترکه در صندوق کمک به فلسطيني ها يه قلوه سنگ مي اندازه!!!

    ساده شهريار ايثاري Thu Aug 25 2005
    از ترکه مي پرسن: شماها همه تون اينقده ساده هستين؟مي گه: نه بابا بعضيامون توي آفريقاراه راه هستن!!!

    آگهي شهريار ايثاري Thu Aug 25 2005
    ترکه کفترش گم مي شه : توي روزنامه آگهي ميده :بيه...بيه!!!

    معاوضه شهريار ايثاري Thu Aug 25 2005
    قزويني يه ميره خونه يه ميلياردر يه ميليون دزدي ميکنه بعد به صاحب خونه زنگ مي زنه که: بچه تونو بيارين پولا رو ببرين !!!

    در اتوبوس شهريار ايثاري Thu Aug 25 2005
    ترکه توي اتوبوس يه دختر خوشگل مي بينه وقتي پياده مي شه ، شماره اتوبوس را بر مي داره !!!

    دليل ازدواج شهريار ايثاري Thu Aug 25 2005
    ملا پسرش را در سن 15 سالگي زن داد. به ملا گفتند: حالا که اين بچه هنوز عقلش نمي ره ، چرا زنش مي دي؟ ملا گفت: حالا چون عقلش نمي رسه زنش مي دم. وقتي بزرگ بشه ديگه زير بار زن گرفتن نمي ره !!!

    هيس ميس شهريار ايثاري Thu Aug 25 2005
    مردي که زبانش مي گرفته مي ره فروشگاه و به فروشنده مي گه: آقا هيس ميس دارين؟ فروشنده به همکار خود ميگه : ببين اين بابا چي ميخواد ؟ همکارش هم متوجه نمي شه ولي مي گه : ما در طبقه هفتم يه فروشنده داريم که مثل اين حرف مي زنه. فروشنده طبقه هفتم با خريدار چاق سلامتي مفصلي مي کنه و ازش مي پرسه: چي ميخواي ؟ ميگه : هيس ميس. فروشنده اي که زبانش ميگيره بسته کوچکي را کادو پيچي مي کنه و بهش مي ده . وقتي که مي ره همه ازش مي پرسن چي مي خواست؟فروشنده مي گه : هيس ميس.!ميگن برو يه هيس ميس ديگه بيار ببينيم. طرف ميگه : همون يکي بود تموم شد!!!

    الاغ دکتر. رضا Thu Aug 25 2005
    ِِِِِِیک روزی یک فارسه به ترکه میگه درسته ترکها به خر میگن داداش ترکه میگه اره داداش.

    پرواز ساراونجمه از اصفهان Thu Aug 25 2005
    دوتا كرم تو بدن يه ادم زندگي ميكردن يه روز يكيشون شيك ميكنه دوستش ازش ميپرسه چرا؟ بهش ميگه اخه با گوز بعدي پرواز دارم

    ترس gol javad Thu Aug 25 2005
    يكروز يك ترك مره دريخچال روبازمكنه اب بخوره يخچال تكون ميخوره .از غذا توي يخچال ژله تكون ميخوره تركه مگه نترس با تو كار ندارم مي خوام آب بخورم

    هوا شناسی عماد از بندر لنگه Thu Aug 25 2005
    يه روز هواي تهران خوب بود طرف زنگ ميزنه هواشناسي تشكر ميكنه

    تركه ساغر Wed Aug 24 2005
    يه تركه با خدا قهر مي كنه وقتي ميخواد بره بيرون ميكه به اميد بعضي ها !

    رشتي كاف لام Wed Aug 24 2005
    يه روز از يه رشتي ميپرسن تو شهر شما دو تا دختر نجيب پيدا ميشه ؟ ميگه :ميشه ولي پنجاه تومن گرونتره

    iakhchal HAMIDREZA Wed Aug 24 2005
    يه روز يه تركه ميره دستشويي در رو ميبنده چراغ خاموش ميشه در رو باز ميكنه چراغ روشن ميشه.ميره به زنش ميگه من رفتم دستشويي در رو باز كردم چراغ روشن شد,در رو بستم چراغ خاموش شد.زنش ميگه خاك تو سرت باز دوباره رفتي تو يخچال شاشيدي؟؟؟

    خانه خدا نويدوآناهيتااز يزد Wed Aug 24 2005
    يه روز يه تركه ميره حج بر كه ميگرده ازش مي پرسن چه خبر بود ميگه طبق معمول خدا نيامده بود ملت تو حيات ولو بودن!!!!!!!

    پدر شدن پرهام-من Wed Aug 24 2005
    يه روز يه مرده بعد از چندين سال پدر ميشه بعد دم در خونه اش پرده ميزنه مي نويسد با تشكر از اكبر اقا (قصاب محله)واصغر اقا (بقال سر كوچه )ودوستان...

    چپ یا راست مرید Wed Aug 24 2005
    دکتره به ترکه می گه آمپولو بزنم راست یا چپ می گه آقا کون مارو سیاسی نکن بزن وسط

    فرار حسن صادقیان Tue Aug 23 2005
    يه روز حيوونا داشتند از ايران فرار مي كردند . لب مرز كه ميشه از يك يكيشون ميپرسند برا چي دارين فرار ميكنين. خروس ميگه: والا ما نميدونيم كي بايد بخونيم هر چند وقت يكبار ساعتا را عقب و جلو ميكنن. گوسفنده ميگه :اينا هر وقت كه شده مارو ميكشن عزا بشه ما رو ميكشن،جشن باشه ،عروسي باسه ما ره ميكشن.خره ميگه: مانيميدونيم ما خريم،تركا خرن،لرا خرن

    خيانت شهريار ايثاري Tue Aug 23 2005
    رشتي يه دم مرگش از زنش مي پرسه : راستشو بگو تا حالا چند دفعه بمن خيانت کردي؟ زنش گفت : خدا وکيلي سه بار! رشتي يه گفت: کي هابوده؟ زنش گفت : يادته يه دفعه مربي ات تو را بازي نميداد؟ بعد بازي ات داد؟.... رشتي يه گفت: دفعه دوم کجا بود ؟ زنش گفت : يادته هم تيمي هاي تو، توپ را بهت پاس نميدادن؟بعد مرتب بهت پاس مي دادن ؟ خب من مجبور شدم اونا را راضي کنم ديگه...رشتي يه گفت : خب دفعه سوم کي بود؟ زنش گفت : يادته که وقتي توي استاديوم بازي مي کردي هيچکي تشويقت نميکرد؟بعد همه تشويقت کردن؟ خب ديگه مجبور شدم صدهزار نفرشونو راضي کنم ديگه....

    دليل شباهت شهريار ايثاري Tue Aug 23 2005
    مردي در اتوبوس نشسته بود، يهو متوجه مي شه که مرد روبرويي همينطور بهش زل زده و چشم ازش بر نمي داره .بهش نزديک شدو گفت : ببخشين ها...بدجور ي منو نگاه ميکنين .نکنه منو با ُِيکي ديگه اشتباه گرفتين؟ مرد که همچنان با حيرت باو زل زده بود گفت : جل الخالق...اگه سبيل نبود قيافه شما عين زن من بود . مرد گفت : چه سبيلي مرد حسابي؟ من که سبيل ندارم. مردروبرويي گفت: صحيح مي فرمايين ولي زن من سبيل داره!!!

    نجات غريق ali khatam 2005/8/23 Tue Aug 23 2005
    روزي در ديوانه خانه همه درداخل استخرخالي شنا ميكردند وچند بازرس براي بازديد آمده بودند.آنها جلو رفتند و ديدند فقط يك نفر درداخل استخر شنانميكند.وبازرس ها فكر كردند او عاقل است.وبه خاطر همين جلو رفتند واز او پرسيدند شما چرا شنا نميكنيد.شخص برگشت وبه بازرس -ها گفت من نجات غريق هستم.

    در هواپيما شهريار ايثاري Tue Aug 23 2005
    وقتي همه مسافراي هواپيما مشغول صرف غذا بودند، خلبان به کمک خلبان مي گه : اول برم يه شاشي بزنم و بعد برم ترتيب مهماندار را بدم ...اما خلبان حواسش نبوده که بلندگو روشنه و همه دارن صداي اونو مي شنون .مهماندار با عجله بطرف کابين خلبان ميره تا جريانو بهشون بگه اما پاش گير مي کنه و به زمين مي خوره. يک پيرزن به مهماندار مي گه: ننه جون خلبان گفت که اول ميره شاش کنه ، پس خيلي عجله نکن!!!

    قرص اكس الهام 2020 Tue Aug 23 2005
    يه روز يه گوسفند قرص اكس مي خوره ميره سر خيابان دستشو بالا ميكنه ميگه (كشتارگاه).

    senama mamadali va doostan Tue Aug 23 2005
    چند تا ترک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه محمیدیاش صلوات

    redan mamadali va doostan Tue Aug 23 2005
    يه روز يه نفر سوار تاكسي ميشه از راننده ترك ميپرسه آقا كريم خان ميريد؟ تركه ميگه خوب معلومه كه ميريد اگه نميريد كه مي تركيد!

    asansooor mamadali va doostan Tue Aug 23 2005
    تركه سوار اسان سر مي شه مي بينه نوشته ظرفييت يازده نفر بعد تركه ميگه حالا من ده نفر ديگه از كجا بيارم

    پيکان شهريار ايثاري Tue Aug 23 2005
    از قزويني پرسيدند: پيکان بهتر است يا بنز ؟ قزويني با قاطعيت گفت : پيکان از او پرسيدند : چرا ؟ گفت : آخه پيکان آخرش ( کان ) دارد ولي بنز که آخرش (کان) ندارد!!!

    قزويني شهريار ايثاري Tue Aug 23 2005
    قزويني با ماشيني تصادف کرد و وقتي از ماشين پيادهخ شد شروع به وارسی پشت ماشين کرد. از او پرسيدند: بابا تو از جلو به يه ماشين زدي آنوقت پشت ماشينو وارسی مي کني ؟ قزويني گفت: آخه ميگن وقتي پيکان تصادف ميکنه 100000تومن از کونش مي افته!!!

    حموم شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    قزويني يه بابچه اش به حموم مي ره . وسط حموم يقه بچه را ميگيره. بچه داد مي زنه : بابا... بابا ...آخه من بچه ات هستم .قزويني يه مي گه: خفه پدر سوخته ....مگه ما بچه نبوديم؟!!!

    پرده برداري شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    شب عروسي رشتي يه رو به مهمونا مي گه: امشب عزيزان شب پرده برداري من و فردا روز بهره برداري شماهاست!!!

    کمک شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    قزويني يه بچه اي راتوي بمبست گير مي اندازه . بچه که مي بينه راه فرار نداره شروع ميکنه به داد زدن و کمک خواستن. قزويني يه ميگه : اگه بيان ، مي آن کمک من. نه کمک تو!!!

    شکارچي شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    دو نفر مي رن شکار شير ناگهان يه شير دنبالشون مي گذاره. يکي شون مي ره بالاي درخت و اون يکي هم مي ره توي غار ولي هر چند دقيقه يک با راز غار مي آمده بيرون و تا چشمش به شيره مي افتاده فرياد مي زده و مي رفته توي غار رفيقش از بالاي درخت داد مي زنه : آخه مرتيکه چرا هي از غار مي آي بيرون ؟ دوستش مي گه : آخه يه شيرم توي غاره!!!

    دوباره پرده شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    فرداي شب عروسی رشتي يه پدر زن ميگه : حالا شب عروسی هم تموم شد ولي دختر شما پرده نداشت ها پدر زن ناراحت مي شه و مي گه پرده نداشت، اجاق که داشت.... تلويزيون که داشت... داماد مي گه : نه بابا منظورم پرده ...است پدر زن مي گه : آهان منظور اون پرده است. خب اون پرده را مادرش هم شب عروسی اش نداشت!!!

    سه تا قزويني شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    سه تا قزويني مي رن حموم و يه نمره ميگيرن . حمومي ميبينه دو ساعت شد و اين سه نفر بيرون نيامدند. در حمومو باز مي کنه و مي بينه هر سه تاشون پشت به ديوار ايستادند ميگه چرا اينقده معطل ميکنين؟ اونا مي گن : آخه صابون افتاده زمين . حمومي مي گه : همين؟ تاحمومي دولا مي شه که صابون را به آنها بده، اونا.....بله ديگه!!!!

    شب عروسی رشتي يه شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    رشتي يه شب عروسی اش رو به مهمونا مي کنه و ميگه : يه زن گرفتم هلو...کوفتتون بشه!!!

    دکتر جوان شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    جواني وارد مجلسي شد و او را بنام دکتر صدا کردند يکي از حاضرين پرسيد: چه طور آين آقا با اين سن و سال کم دکتر شده اند؟ - آخه ايشون دکتر اطفال هستند!!!

    از لهجه شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    استاد: اسب ايراني و روسي را از کجا مي توان تشخيص داد؟ دانشجو: از تفاوت لهجه شان!!!

    مشکل کرم ها شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    - پسرجون اين جوري که سيب را گاز مي زني مواظب کرم هايش باش. - به کرم ها بگو مواظب خودشون باشن!!!

     
    + نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 13:28  توسط حسین  | 

    دايناسور شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    عکس دايناسوري را به ترکه نشان دادند و ازش پرسيدند: در زبان ترکي شما به اين حيوان چي مي گين؟ ترکه گفت : آقا ما غلط کنيم به اين چيزي بگيم!!!

    از سرما شهريار ايثاري Mon Aug 22 2005
    پسر رشتي با خاله اش از خياباني مي گذشتن در همان لحظه خري را ديدند که ...را راست کرده . پسر گفت : خاله جان...خاله جان اين چيه؟ خاله براي اينکه حواس پسر را پرت کنه گفت: نگاش نکن اين هيچي نيست. فرداي آن روز پسر با پدرش از همان راه رد مي شدند که دوباره همان خره را مي بينن که ...راست کرده . پسر از پدرش مي پرسه: بابا جان ديروز از خاله پرسيدم اين چيه ، خاله گفت : اين هيچي نيست. پدر با تواضع سري تکان مي ده و ميگه : اختيار داري بابا جان . اين واسه ي خاله ات هيچي نيست ولي از سر جد و آباد ما هم زياد تره!!!

    بيژن بيژن Mon Aug 22 2005
    به يه معتاد ميگن تو بيژني ميگه نه من ژن دارم !

    دایناسور Sun Aug 21 2005
    يه روز پدرومادر يه بچه دايناسوره ميرن بيرون خونه خالي ميشه بچه دايناسوره ميره دنبال دوست دخترش هرچقدر بهش ميگه بيا بريم خونمون دختره نميره آخرسر عصباني ميشه ميگه همين كارا رو كرديد كه نسلمون منقرض شد. ستايش

    اصفهاني مسعود رضا Sun Aug 21 2005
    به يه اصفهانيه ميگن با كالاسكه جمله بساز ميگه آمواين سيبه كالسكه

    بربري شهريار ايثاري Sun Aug 21 2005
    مرده ي مسيحي پيش قبر کن مي ره و مي گه: بابام بي زحمت جاي قبر ما را عوض کن. قبر کن مي گه : چرا ؟ مرده ي مسيحي مي گه: واسه اينکه اين ترکه هر روز ما را کله سحر بيدار مي کنه و مي گه : بيزحمت شما که لباس تنت داري برو دو تا نون بربري بگير و بيا!!!

    دليل داد زدن شهريار ايثاري Sun Aug 21 2005
    مردي توي رودخونه افتاده بودو دست و پامي زد و فرياد و فغان مي کرد . در همين موقع ترکه از راه مي رسه و مي گه : چرا اين قدر داد و فرياد مي کني ؟ مرد ميگه : آخه شنا بلد نيستم. ترکه با خونسردي مي گه :خب منم شنا بلد نيستم و اين همه فرياد نمي کنم !!!

    دليل سکوت شهريار ايثاري Sun Aug 21 2005
    عده اي جهانگرد مشغول تماشاي آبشار نياگارا بودند که راهنماي جهانگردان با عصبانيت در بلند گو فرياد زد: اگه اين خانمها ساکت شوند شما بخوبي مي تونيد صداي اين آبشار عظيم را بشنويد!!!

    جلو يا عقب شهريار ايثاري Sun Aug 21 2005
    در مراسم تشييع جنازه، ترکه از دوستش پرسيد: بنظر تو انسان در موقع تشييع جنازه بهتر است در عقب تابوت باشد يادر جلوي آن؟ دوستش گفت : جلو يا عقب فرقي نمي کنه فقط بايد سعي کني در داخل تابوت نباشی!!!

    علت مرخصي شهريار ايثاري Sun Aug 21 2005
    مردي به اتاق رئيس رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي مي خوام. رئيس گفت : شماکه يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟ مرد گفت : آخه نمي خواستي تعطيلاتم را خراب کنم !!!

    بچه حاضر جواب شهريار ايثاري Sun Aug 21 2005
    بچه اي که سوار اتوبوس بود به مردي که بيماري گواتر داشت زل زل نگاه مي کرد.حوصله مرد سر رفت و به بچه گفت: اگه باز هم مرا نگاه کني ميخورمت ها! بچه گفت : اول اون يکي را که خوردي قورتش بده تا نوبت به من برسه !!!

    دليل دلخوري شهريار ايثاري Sun Aug 21 2005
    - مامان جون اون ميمون را ببين چقدر شبيه دايي مسعوده - اين چه حرفيه که مي زني ؟ به گوشش مي رسه و دلخور مي شه. - ولي مامان جون من که يواش گفتم . ميمونه نشنيد!!!!

    بهشت Sun Aug 21 2005
    يه روز كه روز قيامت فرا مي رسد خداوند اعلام ميكنه كه همه حيوانات وارد بهشت شوند يهو دم در بهشت ترافيك ميشه مي بيند كه يه تركه قاطيحيوانات داره ميره بهشت ازش مي پرسند ميگه شماها زرنگيد وقت جك گفتن ما خريم حالا صحبت بهشت آدم شديم

    عينك مخصوص مهندس ر حيمي Sat Aug 20 2005
    يك رشتي عينكي را كه با آن ميشد مردم را بدون لباس ديد بقيمت گراني خريداري كرده وبچشم خود گذاشت .وقتي وارد خانه خود شد و به اطاق خواب رفت مشاهده كردكه مرد ي و زنش لخت با هم خوابيده اند .عينك را كه برداشت باز ديد كه هر دو ي آنهالباس بتن ندارند...؟ وبا خود گفت ...پدر سگ اينهمه پول از من گرفت و عينك تقلبي بمن فروخت.

    magas bita Sat Aug 20 2005
    مگس مگسه ميوفته تويه استكان چاي اقا هه ميگه خاك بر سرت حالتو جايه ديگه كردي اومدي اينجا غسل ميكني

    مردان آنجلس شهريار ايثاري Sat Aug 20 2005
    به ترکه مي گن با مردان آنجلوس جمله بساز. ترکه ميگه : توالت مردان آن جلوس !!!

    شمشير شهريار ايثاري Sat Aug 20 2005
    به ترکه مي گن با شمشير جمله بساز. ترکه مي گه : فدات شم شيرتو بخور!!!

    مامور آمار شهريار ايثاري Sat Aug 20 2005
    مامور آمار درخونه زني را زد و پرسيد : خانم شما چند نفريد؟ زن مي گه :من و دو تا بچه ام سه نفر با شوهرم شيش نفر مي شيم! مامور آمار گفت : آخه چطور چنين چيزي ممکنه؟ زن گفت : آخه شوهر من منصور سه کله معروفه!!!

    زن گرفتن شهريار ايثاري Sat Aug 20 2005
    در يک مهماني دوستان ، ترکه را دوره مي کنن و ازش مي پرسن چرا زن نمي گيري؟ ترکه با خونسردي مي گه : آخه هيچکي زنشو به من نمي ده!!!

    موشهاي آباداني رامین Sat Aug 20 2005
    موش اول000من با فنر تله موش وزنه برداري ميكنم 000موش دوم000 مزه عرق من مرگ موشه 000موش سوم موبايلش زنگ ميزنه ميگه الان اومدم رفيقاش ميگن كجا ميگه بروبچ يه گربه آوردن ترتيبشو بديم

    خر مسعود بهرامی از شهر کرکوند فرزند محمد Fri Aug 19 2005
    روزی فردی پوست خر میپوشه بهش میگن چرا پوست خر پوشیدی میگه بگذاریند تو خودم باشم

    راست و دروغ شهريار ايثاري Thu Aug 18 2005
    رئيس دادگاه به متهم گفت: مي داني اگه دروغ بگي چه سرنوشتي داري؟ متهم گفت: بله به جهنم مي رم. و اگه راست بگويي چه؟ مي رم به زندان !!!

    مرگ طبيعي شهريار ايثاري Thu Aug 18 2005
    مردي از يک پسر دهاتي پرسيد: شما که در روستاي خود دکتر نداريد چه مي کنيد؟ پسر دهاتي گفت : هيچي. همه مردم به مرگ طبيعي مي ميرند!!!

    رودخونه شهريار ايثاري Thu Aug 18 2005
    شيره و خره به جشن جنگل دعوت شده بودند. وقتي که آن دو به رودخونه رسيدند خر گفت: قربان اگر ...من داخل آب شود ديگه قابل استفاده نيست . شير قبول کرد که ...آقاخره را تا آن طرف رود خونه توي جيبش !نگه داره. شيره با کلي آخ و اوخ ...خره را در جيب نگه ميداره و وقتي که به آنطرف رودخونه مي رسند شير پا به فرار مي گذاره خره داد مي زنه قربان کجا؟ شيردر حال فرار داد مي زنه که فلان فلان شده تا محل جشن جنگل 20 تا رودخونه ديگه مونده !!!

    بسيجي اختر Thu Aug 18 2005
    يكروزيك بسيجي عاشق يك دختري ميشود شماره تلفن مسجد رابه او ميدهد

    مار مهدي Thu Aug 18 2005
    يك روز يك مار چادر سر مي كند بهش مگن چرا چادر سر كرده اي مگه منم كبري خانم

    مجرم سارا Wed Aug 17 2005
    رشتي زنشو كتك ميزده ميان به جرم تخريب اموال عمومي ميگيرنش

    شکار تمساح مرتضی 21 Wed Aug 17 2005
    ترکه میره شکار تمساح یه مارمولک میگیره میگه بگو بابات کجاست

    دايره المعارف ترکي شهريار ايثاري Wed Aug 17 2005
    ترکها به مگس ميگن : پرويز و به خر مگس مي گن: پرويز ترکه و به مگس هاي سبز رنگ مي گن: آ سيد پرويز

    خرچنگ ابولفضل شهاب Tue Aug 16 2005
    به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن!

    همه چی Tue Aug 16 2005
    46 اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!!! 48 تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!!! 50 از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه: كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!! 51 تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!! 56 تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!!! 57 تركه ميره حرم امام رضا، ميگه: امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!!! 59 تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!! 60 از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!! 63 تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!

    سوزن فروغ Tue Aug 16 2005
    يك روز يك تركه مي ره جهنم كه اتاقهاي جهنم رو بهش نشون بدن اولين اتاق كه رسيدن به يه خانوم يه سوزن مي زنن پرسيد چرا ؟ گفتند اين يكباز به شوهرش خيانت كرده .به اتاق دوم كه رسيدن ديد خانومشه ديد دوتا سورن يهش زدن كفت چرا؟گفتند اين چون دوبار به تو خيانت كرده تركه گفت مادرم بيچاره مي گفت اين دختر خوبي نيست نگيرش امامن باور نكردم. نگهبانه بهش گفت تو چي مي گي برو اتاق سوم مادرت رو ببين كه زير چرخه خياطيه .

    جوجه امير Mon Aug 15 2005
    يه پسر رشتي از باباش مي پرسه بابا چرا وقتي جوجه مي ميره لنگاش ميره بالا.....بابا يه كمي فكر مي كنه بعدش ميگه چون فرشته ها ميان پاهاشو ميگيرند كه ببرندش به آسمون ......فرداي همون روز پسره زنگ مي زنه سر كار باباش ميگه بابا بابا زود باش بيا خونه فرشته ها مامانو مي خوان ببرن آسمون اصغرآقا افتاده رو مامان نمي زاره

    غيرت شهريار ايثاري Mon Aug 15 2005
    رشتي ها داشتن از بی معرفتي تهراني ها تعريف مي کردن يکي شون مي گه : نه بابا تهروني ها اتفاقا خيلي هم آدماي با معرفتي هستند. وقتي وارد شهر شون بشی به استقبالت مي آن و به خانه شان مي برند و شام و ناهار مي دن و فرداي آن روز به دوستاي ديگرشان معرفي مي کنند و..... يکي از دوستان حرفش را قطع مي کنه ومي گه : خالي نبند بابا، تو که تا حالا تهرون نرفتي ! رشتي يه مي گه : درسته قربان ولي همشيره ام که تهرون رفته !!!

    وزن خالص شهريار ايثاري Mon Aug 15 2005
    عربه شب عروسيش ميره توي آشپزخونه و به مادرش مي گه : ننه ، من شورت يادم رفته حالا چکار کنم؟ مادره ميگه : آخه توي اين هيرو وير شورت از کجا بيارم؟ مادره پايين گوني برنج را پاره مي کنه و مي گه : همينو پات کن! وقتي که عروس وداماد ميرن توي حجله چند دقيقه بعد عروس جيغ بلندي مي کشه . مادر عروس وارد حجله مي شه و مي بينه دخترش غش کرده .ازش مي پرسه چي شده؟ عروس اشاره به آلت داماد مي کنه. روي آلت داماد از روي گوني برنج چاپ شده بود : وزن خالص 50 کيلو.دم سياه مرغوب!!!

    حمومی ابولفضل شهاب Mon Aug 15 2005
    یک نفر پول نداشت بره حموم کپسول چرک خشک کن می خورد

    مخابرات حمید Mon Aug 15 2005
    یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز ابادانی گفت مخا برات برقسم

    دارزدن فرامرز زبل Sun Aug 14 2005
    - تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

    مشهدي مولود و كاظم Sun Aug 14 2005
    يه روز يه مارمولك ميره مشهد بهش ميگن مش مولك

    عينك افتا Sun Aug 14 2005
    تركه عينك افتابي ميزنه بچه اش مياد تو اتاق بهش ميگه كجا بودي تا اين وقت شب؟

    حامله شهريار ايثاري Sun Aug 14 2005
    پسر بچه تخسی وقتي که مادرش دعواش مي کرده بهش مي گفته : اگه اذيتم کني حامله ات مي کنم ها! يک روز که پسر بچه دوباره اين حرف را به مادرش زد مادر با عصبانيت گفت : آخه پدر سگ چطوري حامله مي کني ؟ بچه با شيطنت گفت : هيچي ....کاپوت هاي بابا را پنچر ميکنم !!!!

    بپر بپر شهريار ايثاري Sun Aug 14 2005
    به ترکه مي گن حالا که بازنشست شدي روزها چکار مي کني؟ ترکه مي گه : همه اش در حال بپر بپرم! دوستش مي گه چطور ي؟ ترکه مي گه : از شب تا شب خانم مي گه نون تموم شده بپر دو تا نون بگير... بپر دو تا شير بگير ....بپر ...

    ترکه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شهريار ايثاري Sun Aug 14 2005
    ترکه يه زن ... را بلند مي کنه. در همين موقع کميته از راه مي رسه واز ترکه مي پرسه: اين خانم با شما چه نسبتي دارند؟ ترکه با قيافه حق به جانبی مي گه: هيچي دوستيم.کميته اي به او مي گه : بپر بالا. آبجي شمام برو بالا. ترکه مي گه : ايشون آبجيته؟... ..... است ها !!!

    رحم شهريار ايثاري Sun Aug 14 2005
    زن ترکه براي چکاپ مي ره پيش دکتر و دکتر مي گه : پشت پاراوان لباستون را در بياوريد... چند دقيقه بعد وقتي دکتر براي معاينه پشت پاراوان ميره مي بينه که هنوز طرف لباسش را در نياورده. دکتر ميگه : چرا لباست را درنياوردي ؟ ترکه با حيا و شرم مي گه : اول شما لباستون را در بيارين!!!

    soltane lora iraj Sat Aug 13 2005
    يك ترك و يك لر ميرند باغ وحش: تركه يه كركدن ميبنه به لره ميگه: ببينم اين بزه شهريه؟ لره يه بادي به سينش ميندازه وميگه نه برورم. اين يه مرغه عشغه......

    باکره شهريار ايثاري Sat Aug 13 2005
    مردي به خواستگاري زني مي رود. زن بهاو مي گويد: من 5 بار شوهر کردم ولي هنوز باکره ام. مرد ميگه : آخه چطور ممکنه؟ زن مي گه : شوهر اولم معتاد بود تا مي اومد کاري کنه خوابش مي برد .دومين شوهرم قزويني بود که فقط از عقب استفاده مي کرد. سومين شوهرم رشتي بود هر بار که مي خواست کاري کنه پشيمون مي شد و مي گفت : آخه آدم به ناموس خودش تچاوز مي کنه ؟ چهارمين شوهرم اصفهاني بود هر بار که مي خواست کاري کنه پشيمون مي شد و مي گفت : حيف اس . شوهر پنجمم هم جزو جناح آقاي خاتمي بود همه اش مي گفت : بيا گفتمان کنيم.!!!

    ميخ شهريار ايثاري Sat Aug 13 2005
    مردي به فروشگاه ابزار فروشی مراجعه مي کنه و مي گه : آقا هزارتا ميخ داري؟ مرد مي گه : نه جانم . مرد فرداي آن روز دوباره به فروشگاه مي ره و ميَ گه: آقا هزار تا ميخ داري؟ مرد جواب ديروز را تکرار مي کنه . شب ،مرد فروشنده فکر مي کنه که اگه من هزار تا ميخ بخرم و به اين مرد بفروشم کلي سود مي کنم. فرداي آن روز مرد هزار ميخ را با هزار دردسر تهيه مي کنه. طبق معمول هر روز، مرد خريدار وارد مي شه : آقا هزار تا ميخ داري ؟ فروشنده با خوشحالي مي گه : بله. خريدار با تعجب مي گه : واي !!چقدر ميخ داري!!!

    تركه مارال طلا Fri Aug 12 2005
    يه روز به تركه ميگن 3تااسم بگو كه توش الله داشته باشه ميگه روح الله عين الله سيندرالله

    زنجير شهريار ايثاري Fri Aug 12 2005
    به ترکه مي گن با (انجير و زنجير) جمله بساز. ترکه مي گه : اگه شانس بياري زن جيرت مي اد.اگه شانس نياري ان جيرت مي آد!!!

    ترك مرجان و پرستو Fri Aug 12 2005
    يه روزي يه تركه ميخواد ببينه هندوانه اش قرمزه يا نه فاز متر ميزنه توش
    منبع:http://www.iranvatan.com/services/jokes/more12.html
    + نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 13:11  توسط حسین  | 

    تركه ميره مشهد نيما اي اس Tue Aug 30 2005
    تركه ميره مشهدميگه يا امام علي.قربون اون سره بريدت برم كي ميشه ظهوركني ما اينقدر نيام قم

    قرعه کشی کیان اریان فر Tue Aug 30 2005
    شخصی در قرعه کشی بانک شرکت می کنه بهش شش ماه زندان می افته.

    جوک شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    مگسه دور سر ترکه وز وز مي کرده ، ترکه مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن!!!

    آدم شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    ترکه لب دريا نشسته بوده که در همين موقع پري دريايي از راه مي رسه. ترکه مي گه : پري خانم با من ازدواج مي کني ؟پري مي گه : آخه من که آدم نيستم. ترکه مي گه : مگه من آدمم؟!!!

    سي دي شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    به ترکه مي گن : با سي دي جمله بساز: ترکه مي گه: بي تربيت چرا چٍََُُُِِّوسيدي؟

    خود کشی عماد از بندر لنگه Tue Aug 30 2005
    يه بار يه سوسکه مي خواسته خودکشي کنه مره مي خوابه بغل دمپايي

    امکانات کم بوده احمد صادقی فرد از لنگه Tue Aug 30 2005
    به تركه ميگن چرا ترك شدي؟! ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه! ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه اونقدرها هم ايمكانات كم نبود!!!!

    اتاق عمل سامان معمار دوست و عادل عبد الهی و منصور کلی Tue Aug 30 2005
    تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!

    شماره پلاک خالد زمانی و منصور کلی Tue Aug 30 2005
    ترکه داشته ماشينشو ميشسته ازش ميپرسن چرا اول از پلاکش شروع کردي؟ ميگه دفعه پيش که از سقف شروع کردم به پلاک که رسيدم ديدم ماشين خودم نيست

    مسابقات المپیک عماد از بندر لنگه Tue Aug 30 2005
    ترکه ميره تو مسابقات المپيک شرکت کنه ازش ميپرسن به چه مقامي فکر ميکني؟ ميگه به مقام معظم رهبري!

    شام امیر ارسلان . دشتستان Tue Aug 30 2005
    اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه اخر نوار ببینه شام می دهند یا نه. یه بار ترکها تبریز روگلباران کردند 74 نفر کشته شدند بعد که تحقیق کردندفهمیدندکهگلها را با گلدان پرتاب کردهاند.

    220 شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    ترکه دو تا دزد مي گيره ، زنگ مي زنه به 220

    كاوه باقر 0 هادي0 ياسر0 حسين!!! Mon Aug 29 2005
    يروز رشتي مي خواست بره مسافرت به بچش ميگه هر كي امد پيش مامان با ماژيك يه علامت روش بزن بعد از چند روز باباهه زنگ ميزنه ميگه مامان چطوره بچه ميگه مامان نگو پلنگ بگو !!!

    نعلبکي شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    ترکه مي ره ساندويجي و مي گه : آقا نوشابه دارين؟ ساندويجي يه مي گه : داريم ولي گرمه. ترکه مي گه: عيب نداره، با نعلبکي مي خورمش!!!

    ساندويج شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    ترکه برآي اولين بار ساندويج مي خوره وقتي ميرسه منزل ، خانمش مي پرسه : ناهار چي خوردي ؟ ترکه مي گه: والله اسمش يادم نيست. ولي هر وقت بازش مي کردم ، شبيه مال تو بودو وقتي مي بستمش ،شبيه مال من مي شد!!!

    پس من چي ؟ شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    دانش آموز با تاخير وارد کلاس مي شه و معلم ديدکه پاي چشم بجه کبود شده.از بچه دليلش رو پرسيد. بچه گفت: هيچي آقا ديشب وقتي همه بچه ها خوابيدند، آقامون آهسته گفت: کي خواب و کي بيداره؟ من گفتم من بيدارم.آقامون گفت : بخواب بچه جان! يه ربع بعد دوباره پرسيد: کي خواب و کي بيداره ؟ دوباره من گفتم : من بيدارم. آقامون با ناراحتي گفت: مگه نگفتم بخواب بچه ؟چند دقيقه بعد آقامون سوال را تکرار کرد و من گفتم من بيدارم ...خلاصه آقامون عصباني شد و با مشت زد زير چشم ما ! معلم دلش براي بچه سوخت و گفت : عزيزم ازاين به بعد خودت رو بزن به خواب و هيچي نگو ... يک هفته بعد دوباره پاي چشم ديگر بچه هم کبود شد معلم گفت : باز که پاي چشمت کبوده ! دانش آموز گفت : آقا ما به دستور شما عمل کرديم.آخر شب آقامون دو بار گفت : کي خواب و کي بيداره؟ من خودم رو به خواب زدم . آقامون به ننه مون گفت : بزن بريم، بچه ها خوابن! من گفتم : منم مي آم . اين شد که آقامون عصباني شد و زد پاي اون يکي چشم ما!!!

    دانشگاه فرخ و بنیامین تهران Mon Aug 29 2005
    به ترکه می گن چرا بچتو نمیفرستی دانشگاه؟ میگه اگه به درسش لطمه نخوره میفرستمش

    حرکت آهسته شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    ترکه داشته گل خداداد عزيزي را به استراليا تماشا مي کرده، تلويزيون صحنه گل را چند بار با حرکت آهسته نشان مي ده . ترکه شاکي مي شه . ميگه : حالا اونقدر آهسته نشون بدين تنا اون دروازه بانه توپ رو بگيره !!!

    ميس کال شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    به ترکه مي گن : با( ميس کال) جمله بساز: ترکه مي گه : بي زحمت يه ميس کال زعفرون بدين!!!

    ضد هوايي شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    ترکه با ضد هوايي يه هواپيما رو مي زنه و وقتي خلبانش با چتر پايين مي پره، رو به بچه هاي ديگه مي گه: بچه ها فرار کنين ....صاحابش اومد!!!

    فرزند کمتر شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    ترکه 19 تا بچه داشته . بهش مي گن : خب 20 تا بچه درست مي کردي که رند بشه .ترکه مي گه : هه ...فرزند کمتر زندگي بهتر!!!

    اسم هاي سخت شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    از رشتي مي پرسن : چند تا بچه داري ؟ رشتي يه مي گه : 8 تا. ازش مي پرسن : اسم بچه هات يادت نمي ره ؟ رشتي يه مي گه : نه والله. ولي بيشتر وقتا فاميلي شون يادم مي ره !!!

    بند کفش شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    ترکه توي اتوبوس نشسته بوده که ميبينه بند کفشش باز شده. به نفر بغل دستي اش مي گه : داداش بي زحمت يه دقيقه اين ميله اتوبوس رو نگهدار تا من بند کفشم رو ببندم !!!

    توپ شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    ترکه زنگ مي زنه خونه دوست دخترش ، باباي طرف گوشی رو بر مي داره. ترکه هول مي شه و ميگه : ببخشين توپمون افتاده توي حياط شما !!!

    مجازات شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    کرده توي کردستان 15 نفرو مي کشه. توي دادگاه به حداکثر مجازات محکوم مي شه : شلوارش رو در مي آرن و پاش استرچ مي کنن!!!

    ترکه عبداله ما ل اله Mon Aug 29 2005
    تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي‌دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده

    آجر هانیه Mon Aug 29 2005
    معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با آجر جمله نمي سازند خانه مي سازند

    بلیط قطار عماد از بندر لنگه Mon Aug 29 2005
    اولي: زودباش قطار ميره دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه

    لره خالد وحامدزمانی Mon Aug 29 2005
    لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره

    در اتوبوس شهريار ايثاري Mon Aug 29 2005
    ترکه سوار اتوبوس مي شه و مي ره يه گوشه ميله اتوبوس رو مي گيره ومي ايسته. راننده مي گه : بابا اين همه جاي خالي داريم چرا ايستادي ؟ترکه مي گه :هيس. هيچي نگو يه دقيقه ديگه همين يه ذره جا هم پيدا نمي شه!!!

    نوار مهدي جعفري قوچان Sun Aug 28 2005
    يه روزيه تركه ميره استريو ميگه ببخشيد اقانواردارين صاحب مغازه :نوارچي ميخوايد تركه ميگه نواربهداشتي باشه بهتره!

    شکنجه شهريار ايثاري Sun Aug 28 2005
    از آباداني يه مي پرسن وقتي که اسير عراقيا بودي چطوري شکنجه ات مي کردن؟ آباداني يه مي گه: روز اول هفت- هشت تا کارتن عينک ريبون آوردن و جلوي چشم ما همه اش را لگد مال کردن. مصاحبه گر مي پرسه : ديگه چه آزار هايي به شما مي دادن ؟ آباداني يه مي گه : يه روزم دست و پاهامونو بستن و برامون آهنگ بندري گذاشتن!!!

    جك قزويني ليلا Sun Aug 28 2005
    جلوي در شهر قزوين مينويسند به شهر قزوين خوش آمديد وقتي كه مي خواي خارج شوي ميگويند خوششتون آمد

    پيام رساني شهريار ايثاري Sun Aug 28 2005
    يکي از دوستاي مشترک ترکه و فارسه به نام احمدي شهيد مي شه . قرعه به نام ترکه مي افته که بره به خانواده اش خبر بده. ترکه زنگ در خونه طرف رو مي زنه و مي گه : ببخشين منزل شهيد احمدي

    مردم آزار شهريار ايثاري Sun Aug 28 2005
    ترکه عادت بدي داشته و هر روز مي رفته زنگ کليسا رو مي زده و در مي رفته . يه روز پدر مقدس پشت در کمين مي کنه و تا ترکه زنگ مي زنه ، يقه اش رو مي گيره. ترکه با ترس و لرز مي گه : ببخشين عيسي هستش ؟!!!

    غرق قايق شهريار ايثاري Sun Aug 28 2005
    ترکه مي خواسته زير دريايي آمريکايي ها رو غرق کنه در مي زنه و فرار مي کنه!!!

    نمايشگاه گل شهريار ايثاري Sun Aug 28 2005
    در هلند نمايشگاه گلي برپا شده بود و اصفهاني يه به نمايندگي از ايران در اين نمايشگاه شرکت کرده بود . مدتي که اصفهاني يه توي غرفه نشسته بودحوصله اش سرمي ره و براي سرکشي به غرفه هاي ديگه از غرفه خارج مي شه و مي ره سراغ غرفه ي هلند و از هلندي يه مي پرسه : ببخشين عمو شوما چه گلي رو پرورش مي دين؟هلندي يه با افتخار مي گه : در کشور هلند ،ما گل لاله پرورش مي ديم.اصفهاني يه با خنده مي گه : اين که چيزي نيست. ما تو ي اصفهون بچه هامون کونشونو با اين گل شوما پاک مي کنن... و از غرفه ي هلندي يه مي ره.هلندي يه مي ره سراغ غرفه انگليس و جريانو براش تعريف مي کنه. انگليسي يه مي گه : بگذار بياد خودم حسابشو مي رسم. اصفهاني يه سراغ غرفه انگليُسي يه مي آد و سوالش را تکرار مي کنه. انگليسي يه مي گه : ما در کشورمان گل رز پرورش مي ديم و 700 گونه رز داريم و... اصفهاني شيطون دو باره مي گه : اولا که گل رز بومي اصفهونه و ثانيا اين که چيزي نيست توي اصفهون ،بچه هاي ما کونشونو با گل رز پاک مي کنن. و از غرفه انگليسي ميره. آن دو تصميم مي گيرن که برن سراغ اصفهاني يه وهمين جوابو به خود اصفهاني يه تحويل بدن. با زيرکي و موذيانه خودشونو به غرفه ي اصفهاني يه مي رسونن و ازش مي پرسن : ببخشين توي شهر شما چه گلي پرورش مي شه؟ اصفهاني يه با خنده مي گه : توي شهر ما اصفهون کاکتوس پرورش ميشه ...حالا اگه ميتونين ، بيايين کونتونو باهاش پاک کنين!!!

    غيرت رشتي شهريار ايثاري Sun Aug 28 2005
    سه تارشتي از غيرتشون برا هم تعريف ميکردن. اولي گفت : يه با رفتم خونه ديدم عيالم با يه نره خر توي رختخواب است معطل نکردم تور ماهخيگيري را ورداشتم و آمدم از لب پنجره بندازم روشون که پام سر خورد و افتادم روي اونا و تور ماهيگيري افتاد روي هر سه تا مون. آقا هي خنديديم! دومي مي گه : يکبار من در صحنه مشابه رفتم بالاي سرشون و لحافو ازشون برداشتم .او...پسر خاله من بعد از 5 سال حبس آزاد شده بود. هي همديگر رو بغل کرديم و هي بوسيديم... سومي ميگه : برين بابا بي غيرتا...در صحنه مشابه رفتم منزل چاقو رو برداشتم آمدم بهشون بزنم، يارو گفت : چند مي فروشي ؟ گفتم : 80 تومان ....سی تومان استفاده داشت!!!

    چاه وحيد بدن Sat Aug 27 2005
    يه روز يه تر?ه مي افته داخل چاه مي گه خوب شد تهش سوراخ نبود

    بوسه نرگس Sat Aug 27 2005
    یه پسرودختر مشغول قایم موشک بازی بودند دختر به پسر میگه اگه من رو پیدا کردی بوسم کن اگه هم پیدام نکردی زیر پله هستم

    سفر به امريكا خانوم ناشناس Fri Aug 26 2005
    يه رشتي خواست بره امريكادوستاش بهش ميكن تو كه زبان بلدنيستي ميكه خوب منم مي خوام برم شمال امريكا

    ماه عسل قزويني شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    قزويني يه عروسی ميکنه ،فرداش با برادر زنش ميره ماه عسل !!!

    قبله شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    ترکه از يکي مي پرسه قبله کدوم طرفه؟ يارو مي گه از اون طرف . ترکه مي گه: خيلي بايد برم؟

    صدا و سيما شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    ترکه مي شه رئيس صدا وسيما . دو روز بعد بيرونش مي کنن. آخه وسط سخنان رهبر پيام بازرگاني پخش کرده بود!!!

    ترکه شهريار آيثاري Fri Aug 26 2005
    يکي نصف شب زنگ مي زنه خونه ترکه . ترکه خواب آلود گوشي رو بر مي داره. طرف مي گه : خاک بر سرت و گوشي رو قطع مي کنه. ترکه تا ساعت سه و چهار هر کاري ميکنه خوابش نمي بره. يه شماره اي رو ميگيره. آقاي موقري از پشت تلفن گوشی رو برمي داره وميگه: آلو بفرمايين...ترکه با غيظ مي گه : خاک بر سر خودت و گوشی رو قطع مي کنه!!!

    مزاحم شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    يکي زنگ مي زنه خونه ترکه و با عصبانيت مي گه : حسن آقا هستش ؟ترکه مي گه : اشتباه گرفتين. طرف با فرياد ميگه: پس چرا گوشی رو بر مي داري؟

    وام شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    ترکه دنبال وام بود. بهش مي گن: وام براي چي مي خواي؟ مي گه : مي خوام اين لهجه ام رو عمل کنم!!!

    بازم لهجه شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    ترکه از لهجه اش ناراحت بوده . ميگه من بايد يک موزيسين درجه يک بشم...ميره آلمان و به مدت بيست سال دوره عالي پيانو مي بينه و توي ايران کنسرت بزرگي مي ده . وقتي کنسرت تموم مي شه همه به شدت تشويق مي کنن ولي يکي از بين جمعيت داد مي زنــــه ( ساقل..ساقل) ترکه مي گه من که يه کلمه حرف نزدم اين ناکس از کجا فهميد که من ترکم ؟خلاصه يقه طرف رو وسط جمعيت ميگيره و مي گه : تو از کجا فهميدي که ماترکيم؟ يارو مي گه : آخه همه پيانيست ها معمولا صندلي را با پيانو ميزون مي کنن ، اما تو وقتي نشستي پيانو رو به طرف خودت کشيدي ، از اين جا فهميدم که ترکي !!!

    شکار خرگوش شهريار آيثاري Fri Aug 26 2005
    ترکه مي ره شکار خرگوش ، صداي هويج در مي آره!!!

    برين عقب شهريار ايثاري Fri Aug 26 2005
    لره سوار اتوبوس مي شه، راننده بهش مي گه برين عقب. چند دقيقه بعد بوي بدي در اتوبوس بلند مي شه راننده مي بينه طرف عقب اتوبوس ريده. بهش مي گه : اين چه کاري يه ؟ لره مي گه : خودت گفتي (برين عقب)!!!
    + نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 20:37  توسط حسین  | 

    ترکه زنگ مي زنه به دوست دخترش و مي گه: عزيزم من لهجه داري؟دوست دخترش مي گه: بله. ترکه مي گه: پس قطع مي کنم دوباره مي گيرم!!!

    قرص x Thu Sep 01 2005

    دیجیتالی yakamuz Thu Sep 01 2005
    یه روز شیطان زنگ میزنه به خدا میگه من یکی از فرشته ها تم خدا میگه دروغ نگو شمارت افتاده

    اتوبوس شهريار ايثاري Thu Sep 01 2005
    اتوبوس خيلي شلوغ بوده ، رشتي يه دستش رو به کمرش زد و وارد اتو بوس شد. جاهله ناراحت شدو گفت: نفهميدم توي اين کمي جا، دستتم به کمرت زدي ؟ رشتي يه هول شد و گفت: اي بابا هندونه من رو کي دزديد؟

    کلاس شنا شهريار ايثاري Thu Sep 01 2005
    آمريکائيه مي افته توي رودخونه و داشته غرق مي شده و مرتب به زبان انگليسي کمک مي خواسته . ترکه ازاونجا رد مي شده و مي گه: احمق جو.ن !اگه بجاي کلاس زبان کلاس شنا مي رفتي حالا غرق نمي شدي!!!

    گدايي شهريار ايثاري Thu Sep 01 2005
    تمساحه مي ره گدايي. مي گه: به من بدبخت مارمولک مادر مرده کمک کنين!!!

    شهر دار شهريار ايثاري Thu Sep 01 2005
    ترکه شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري از ترکه نميشه. نصفه شب ترکه خاک آلود و خسته مي ره خونه . زنش مي پرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ ترکه مي گه: والله موقع کلنگ زدن ، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو کندم!!!

    kkjhjhhjuhyunyngygyui Thu Sep 01 2005

    گریه گوسفند عقیل پیچک از ل Thu Sep 01 2005
    يه روز يه گوسفنده رو ميندازن پشت وانت که ببرنش کشتارگاه و گوسفنده تا خود کشتارگاه همش گريه ميکرده. وقتي ميرسن دم در کشتارگاه، ازش ميپرسن چرا گريه ميکني؟ ميگه آخه ميخواستم جلو بشينم!!

    ترکه عقیل پیچک از ل Thu Sep 01 2005
    تركه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:بعله. تركه ميگه: بيزحمت دونخ بدين!

    جوراب شایان Thu Sep 01 2005
    به ترکه مِيگن با جوراب جمله بساز ميگه سقفتون بد جورآب می ده.

    ادم فاضل خرمزادو سعید عزت زاده و قاسم قد لوک Thu Sep 01 2005
    از يه زن ميپرسن: فرق تو با حوا چيه؟ ميگه هيچي... فقط شوهر اون آدم بود، شوهر من آدم نيست!

    خرما فاروق وفرهاد وسیناو دایی رحمان از هرمزگان Thu Sep 01 2005
    تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!

    هر چی دوست داری اسمشو بذار؟ فاضل خرمزادو سعید عزت زاده و قاسم قد لوک و مهدی اوکپ و.... Thu Sep 01 2005
    يک نفر ميگه بابام مرده مي پرسن چطور ؟ ميگه ماشين از رو انگشتش رد شده ميگن آخه ماشين از رو انگشت کسی رد بشه که نمي ميره ؟ ميگه آخه انگشتش تو دماغش بوده

    جشن تولد عماد از بندر لنگه Thu Sep 01 2005
    يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

    ممد ترک حامد زمانی وعبدلرحیم قاسمی از فلافلی محله ب Thu Sep 01 2005
    به تركه ميگن: براي چی زدی زنتو با چاقو كشتی؟ تركه ميگه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم!

    ترکه حامد زمانی وعبدلرحیم قاسمی از فلافلی محله ب Thu Sep 01 2005
    تركه يه تيكه نخو گرفته بوده بالا، داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه ميكرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

    ترکه حامد زمانی وعبدلرحیم قاسمی از فلافلی محله ب Thu Sep 01 2005
    تركه خود شو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

    موندوروس هادي Thu Sep 01 2005
    به يه لره ميگن كجاداري ميري؟ ميگه دارم برميگردم!!!

    روزنامه شهريار ايثاري Wed Aug 31 2005
    ترکه را مي فرستند روزنامه بگيره، با يه قلوه سنگ برمي گرده. بهش مي گن : اين چيه؟ ترکه مي گه: به روزنامه فروشه گفتم يه روزنامه بده، گفت : از همون رو يکي بردار!!!

    خواستگاري نيما ج 7ساله Wed Aug 31 2005
    جاسم ميره خواستگاري بهش ميگن چي شد ميگه فعلا 50 /50است ميگن چرا ميگه منوننم وآقام قبول كرديم ولي اونو ننش وآقاش قبول نكردند

    ملاي خواننده شهريار ايثاري Wed Aug 31 2005
    ملا نصرالدين رفت حموم و زد زير آواز و ديد که صداي خوبي داره.فرداي آن روز رفت پيش سلطان و گفت مي خوام براتون بخونم. ولي اين جور ي نمي شه. بايد در اين جا حمومي بسازين تا براتون بخونم! سلطان گفت : اين کار که شدني نيست. دستور داد تا کوزه اي آب آوردند. ملا کله اش را در کوزه کرد و با صداي نخراشيده اي شروع به خواندن کرد. سلطان دستور داد تا دو تا از نوکرانش دستهايشان را دراين کوزه تر کنند وتا آب در آين کوزه است به ملا سيلي بزنند. ملا همين طور که سيلي خورد، خدا را شکر مي کرد.سلطان پرسيد : چه جاي شکر است؟ ملا گفت : اگر حمامي در آينجا مي ساختيد، سيلي ها تا ابد ادامه داشت. سلطان از اين گفته شاد شدو او را بخشيد!!!

    خارجي ها شهريار ايثاري Wed Aug 31 2005
    ملا نصرالدين مهمان عده اي از عرب ها شد و در ميان غذا بادي از ملا در رفت. دوست ملا که همراه او بود گفت: خوب بودکه از آنها عذر خواهي مي کردي . ملا گفت : آنها زبان ما را بلد نيستند و اين باد هم چون به زبان آنها نبود معني اش را نفهميدند!!!

    بازم قزويني شهريار ايثاري Wed Aug 31 2005
    زني در قزوين باسنش را مي خارانده.پيرمرد قزويني که دل و حال راه رفتن راهم نداشت، به او مي گه: خرده کاري هم مي کنيم ها!!!

    هديه شهريار ايثاري Wed Aug 31 2005
    زن رشتي يه مي آد تهران و وقتي که به شهرشون بر مي گرده، يه دختر حامله مي شه. ازش مي پرسن: اسم دختر رو چي ميزاري ؟ ميگه: هديه تهراني

    عینک افتابی عماد از بندر لنگه A Wed Aug 31 2005
    تركه عينك آفتابي مي‌زنه. بچه‌اش مياد توي اتاق. به بچه‌اش مي‌گه: كجا بودي تا اين وقت شب...؟

    ریسک توماج از رشت Wed Aug 31 2005
    به تورکه می گن تا حالا ریسک کردی میگه اره می گه چی بود میگه یه بار اسهال داشتم گوزیدم

    پرتقال خوني شهريار ايثاري Wed Aug 31 2005
    ترکه پرتقالي را محکم به ديوار مي زد. ازش پرسيدند: پرا اين کارا را مي کني؟ ترکه گفت: ميخوام پرتقال پريودي درست کنم!!!

    ... شهريار ايثاري Wed Aug 31 2005
    اگه يه ترکي از زندگي اش راضي باشه بهش مي گن: خرازي حالا اگه کاملا از زندگيش احساس رضايت کنه بهش مي گن: کمال خرازي

    فرق ميان .... شهريار ايثاري Wed Aug 31 2005
    ترکه مي ره شورت بخره، فروشنده يِه شورت زنانه به او مي ده. ترکه مي گه: اين شورت که زنونه است! فروشنده مي گه : چه فرقي مي کنه؟ترکه مي گه : مي خواي فرقش رو بکنم تو چشمت؟!!!

    دو تا کراوات شهريار ايثاري Wed Aug 31 2005
    رشتي يه مي خواسته بره عروسی ، دو تا کراوات مي زنه. ازش مي پرسن: چرا دو تا کراوات زدي ؟ ميگه : آخه عقد و عروسی باهم است!!!

    علکی بابک Wed Aug 31 2005
    به ترکه میگن حالت چطوره میگه تازه موکتش کردم

    206 علي Wed Aug 31 2005
    يكي با206 در جاده چالوس چند نفر مسافر مبرده وهرلحظه سرعتش زياد ميشده مسافر اولي ميگه آقااينجاتند نرو خطرناكه راننده ميگه 206 داري اون جواب ميده نه. باز كه سرعتش زيادتر ميشه دومين مسافرنيز تذكر ميده وبه اوهم همين را ميگه وسومين مسافر كه اعتراض ميكنه وقتي راننده باو هم ميگه 206 داري او پاسخ ميده آره ازش ميپرسه ترمزش كجاست

    عروس عماد از بندر لنگه Wed Aug 31 2005
    يك روز عروس رفت گل بچينه، شهرداري گرفتش!

    ترکه یحیی زمانی از هندوستان f Wed Aug 31 2005
    تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!

    داداش فاضل خرمزاد از بستانه Wed Aug 31 2005
    ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه

    ترکه هل میکنه حامد عارف از گزیر و عامروعبدااله بستکی Wed Aug 31 2005
    تركه يه هزاري ور ميداره بره عرق بخره و تو راه كميته رو مي بينه , يهو هول ميشه و هزاري رو ميندازه تو جوب

    كوسه نيما ج 7ساله Tue Aug 30 2005
    يه روز يه آباداني با يك اهوازي زير پل بودند اهوازي به آباداني ميگه مياي بريم توي دريا شنا كنيم آباداني ميگه ولك تودريايي كه كوسه نداشته باشه شنانمي كنم

    کخ کمت Tue Aug 30 2005
    از يه تركه مي پرسند نظرت در با ره آسمان خراش چيه ؟ تركه ميگه آسمان آسمونه خراش ماييم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    اسم حيوون شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    به ترکه مي گن : اسم چندتا حيوون رو بگو که پرواز کنه. مي گه : کبوتر ، کلاغ،خر! مي گن : خر که پرواز نمي کنه! ترگه ميگه: بابا خره ديگه، يکهو ديدي پرواز کرد!!!

    همراه بيمار شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    ترکه توي اتاق عمل بوده و همراهان پشت در بانگراني به انتظار نشسته بودند . در همين موقع در اتاق عمل باز مي شه و دکتر فرياد مي زنه:» همراه بيمار.... زنش مي گه : يادداشت کنين 0912....!!!

    خواب نيما ج 7ساله Tue Aug 30 2005
    يه شب جاسم مياد خونه دوتارختخواب ميندازه كه بخوابه همون موقع دوستش مياد خونشون ميگه چرا دوتاجا انداختي جاسم ميگه ولك دوشبه نخوابيدم

    سوختگي شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    ترکه باباش در آتش سوزي فوت مي کنه، روي در مغازه مي نويسه: " به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است."!!!

    خواستگاري شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    ترکه مي ره خواستگاري ، خوانواده اش مي گن : دخترمون دوست داره درس بخونه . ترکه مي گه: عيب نداره ميرم يه ساعت ديگه مي آم!!!

    سي دي ....... شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    به ترکه يه سي دي سوپر مي دن و مي گن : برو حال کن. ترکه فرداش سي دي رو مي آره و مي گه : خوب بود ولي سوراخ سي دي خيلي تنگ بود!!!

    ادعاي خدايي شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    ملا نصر الدين ادعاي خدايي کرد او را پيش خليفه بردند خليفه گفت : توکه ادعاي خدايي داري برامان معجزه کن تا به توايمان بياوريم.فورا دو کنيز حاضر کردند و خليفه گفت : اگر تو راستي راستي خدايي چشم هاي آنها را گشاد کن.ملا با شيطنت گفت : من خداي زميني هستم و فقط مي توانم پايين تنه ي آنها را گشاد کنم. گشاد کردن چشم هاي آنها در قدرت خداي آسمان ها است!!!

    دمت شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    از آباداني يه مي پرسن: (قدس سره) يعني چه؟آباداني يه بعد از کلي فکر کردن مي گه : يه چيزي توي مايه ي دمت گرم!!!

    توبه شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    تهروني يه توي کعبه داشته دعا مي کرده ، مي گه : خدايا مرا ببخش ...من به اين ترکا خيلي بد گفتم و براشون جوک ساختم.اين بندگانت خيلي هم فيلم نيستن....در همين موقع ترکه مي زنه پشتش و مي گه : ببخشين داداش ..قبله کدوم طرفه؟

    تار شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    ترکه مي ره دکتر و مي گه : ببخشين آقاي دکترمدتي يه که چشماي من تار مي بينه.دکتر به شوخي مي گه : چه خوب! يه خورده (تار) بزن حال کنيم!!!

    سايز کفش شهريار ايثاري Tue Aug 30 2005
    از ترکه مي پرسن : سايز کفش شما چنده؟ ترکه مي گه: 443. ميگن :همچين سايزي نداريم! ترکه مي گه : يه دونه 4 اول شماره اش اضافه شده!!!
    + نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 20:36  توسط حسین  | 

    زير خط شهريار ايثاري Sun Oct 02 2005
    در حياط تيمارستان، دکتر متوجه شد که عده اي از بيماران با سري بانداژ شده ايستاده اند و عده اي نيز سر خود را به زمين ميکوبند. دکتر جلو رفت و با تعجب پرسيد: چرا سر خود را به زمين مي کوبيد؟ يکي از بيماران که سر او نيز بانداژ شده بو و ناله مي کردگفت: هرکس از زير اين خط که روي زمين کشيده شده است رد شود يک پرتقال جايزه ميگيرد!!!

    احوال پرسي شهريار ايثاري Sun Oct 02 2005
    شخصي به ديدن دوست بيمارش رفت و از خدمتکار او پرسيد: حال سرورت چطور است؟خدمتکار گفت: آن طور که بخواهي . مرد گفت: پس چرا صداي شيون از خانه بلند نيست؟

    تکان شهريار ايثاري Sun Oct 02 2005
    شخصي تصادف کرده بود. او را به بيمارستان بردند. قرار شد روي تخت عمل قرار گيرد. مصدوم متوجه شد که دکتر جراح پير است و دستش مي لرزد. مصدوم گفت: من مي ترسم. پرستار گفت: هيچ نترسيد. درست است که دست آقاي دکتر مي لرزد ولي در موقع عمل همان طور که دست آقاي دکتر مي لرزد، ما هم تخت را تکان ميدهيم.!!!

    ساده لو.ح شهريار ايثاري Sun Oct 02 2005
    وقتي آقاي ساده لوح واردخانه شد، زنش به او گفت: پيراهني را که براي بچه خريده ام، وقتي شستم کوتاه شد.آقاي ساده لوح گفت: فردا بچه را هم بشور تا اندازه شود.!!!

    كليسا فرناز Sun Oct 02 2005
    تركه هر روز مي رفته در كليسا رو مي زده و در مي رفته از آخر كشيشه كلافه مي شهپشت در كشيك ميده سقه تركه رو مي گيره ميگه چي كار داري؟ تركه هول مي كنه مي گه: ببخشيد عيسي هست؟

    قزويني در جبهه پويا و اهورا Sun Oct 02 2005
    يه قزوينيه ميره جبهه بعد ميبينن آمار تلفات فوق العاده زياد شده بعد آسيب شناسي ميكنن ميبينن خمپاره كه ميزنن كسي نمي خوابه

    هزارپا طارما Sun Oct 02 2005
    يك روزهزارپا كفش بنددارمي پوشه ميره عروسي تا مي يادكفشهاشاباز كنه عروسي تمام ميشه ق

    بهشت فيروز Sun Oct 02 2005
    قزوينيها به شورت لامبادا ميگن نخ در بهشت

    ارباب هستي Sat Oct 01 2005
    ميدونيد به فرمانده قزوين‌هاچي ميگن ارباب حلقه‌ها

    گرین کارت بامزه Sat Oct 01 2005
    دو تا ترک رفته بودند سفارت آلمان تا گرين کارت بگيرن. خانومی که برای مصاحبه نهايی اونجا بودبهشون گفت : شما همه کارتون تموم شده فقط بايد يک نويسنده و يک آهنگساز آلمانی رو نام ببرين. ترکه به رفيقش ميگه تو کسی رو ميشناسی؟ اونم ميگه نه والا. يه دفعه ای خودکار خانومه می افته زمين و خم ميشه تا اونو برداره. يه دفعه ای ترکه به رفيقش می گه: اصگر(اصغر)گوته باخ. بلافاصله خانومه ميگه آفرين درست گفتين گوته و باخ نويسنده و آهنگساز آلمانی هستند.

    سوسول بازي محمد Fri Sep 30 2005
    به غضنفر ميگن چرا آدم نمي شي . ميگه من از اين سوسول بازي ها خوشم نمياد .

    دفتر چه خاطرات فيروز Thu Sep 29 2005
    يه قزويني رو بايه گوني شورت مي گيرن بهش ميگن اين چيه؟ ميگه دفترچه خاطراتمه

    لجن شهريار ايثاري Thu Sep 29 2005
    به ترکه مي گن : با( لجن) جمله بساز. ترکه مي گه: بچه هاي محله ما به من لجن !!!

    ياماها شهريار ايثاري Thu Sep 29 2005
    به ترکه مي گن: با (ياماها) جمله بساز. ترکه مي گه:نميدونم شماها خرين ياماها؟!!!

    در يک مجلس شهريار ايثاري Thu Sep 29 2005
    در مجلسي صاحبخانه از آقاي خوش صدايي خواهش کرد که مجلس را با آواز خود گرم کند. آقاي خوش صدا گفت: دبدر اين وقت شب همسايه ها خوابيده اند و ممکن است صداي من مزاحم آنها شود. صاحبخانه باکمال ادب گفت: اختيار دارين .سگ آنها از سر شب تا صبح واق واق مي کند و ما ابدا اعتراض نميکنيم . حالا اگر شما چند لحظه آواز بخوانيد آنها چه حرفي مي زنند؟!!!

    کيک شهريار ايثاري Thu Sep 29 2005
    مادر به دختر کوچکش گفت: من ديشب دو تا کيک در يخچال گذاشتم ولي امروز يک عدد بيشتر در يخچال نيست. دختر گفت: مامان جون! چون تاريک بود آن يکي کيک را نديدم.!!!

    هديه بي برکت شهريار ايثاري Thu Sep 29 2005
    شوهرت براي هديه روز تولدت چي آورد؟ زن دوم گفت: يه گردنبند برليان پانصد هزار توماني . ولي تا به منزل رسيد، پليس دستگيرش کرد.!!!

    نر و ماده شهريار ايثاري Thu Sep 29 2005
    ملا نصرالدين خرش را گم کرده بود. خرديگري را بارش کرد. صاحب خر آمد و بار ملا را از روي خر روي زمين انداخت . ملا شروع به داد و فرياد کرد . از او پرسيدند که :خر تو نر بود يا ماده؟ ملا گفت: نر بود. گفتند: اين خر ماده است. ملا گفت : خر من چندان نر هم نبود!!!

    داروي بيهوشي شهريار ايثاري Thu Sep 29 2005
    مريض از دکتر پرسيد: چرا سرمن اين همه ورم کرده؟ دکتر گفت: آخه موقع عمل جراحي داروي بيهوشي مون تموم شده بود.!!!

    ترك حسن Wed Sep 28 2005
    از يك تركه مي پرسن چرا ترك شدي . مي گه امكانات نبود جاده خاكي بود

    ازدواج2... امير 162005 Wed Sep 28 2005
    يه بار 2تاقمي با هم ازدواج ميكنند بچشون ميشه قمقمه يه بار يه ياكريم با يه مرغ عشق ازدواج ميكنه بچشون ميشه كريم عشقي

    كربلا ندا Wed Sep 28 2005
    يه روز يه تركه تو اتوبوس به يه دختره ميگه بلا دختره جواب نميده باز ميگه بلا باز جوابي نميشنوه ميگه كربلا

    سي دي سارا Wed Sep 28 2005
    يه تركه سي دي ميده دوستش دوستش ميگه چرا اينقدر خش دارع تركه ميگه آخه زير مهماشو خط كشيدم

    پدرسوختگي محمح_نادري Tue Sep 27 2005
    يه مغازه دار پدرش ميميره فرداش روي در مغازه مينويسه :به علت پدر سوختگي تعطيل مي باشد!!!

    آکاردئون شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    ترکه مي ره مغازه خرازي و مي گه: ببخشين اين آکاردئون چنده؟ فروشنده مي گه: ببخشين شما ترکين؟اين فروشي نيست. ترکه ناراحت ميشه و ميگه: ناکس از کجا فهميد ماترکيم؟ ميره خونه و لباسش رو عوض مي کنه و اين بار با صداي تمريني که لهجه نداشته باشه مي ره توي خرازي و مي گه: ببخشين اين آکاردئون چنده ؟ فروشنده مي گه: شما همون آقاي ترک ديروزي نيستين؟ ترکه يقه ي يارو را ميگيره و مي گه: تو از کجا فهميدي ما ترکيم؟ فروشنده گفت خيلي ساده است. آخه هيچ خري شوفاژ رو با آکاردئون اشتباه نميگيره!!!

    پدر و پسر شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    ملا نصرالدين روزي دست پسر بچه اي را گرفت و با خود به سلماني برد و گفت: من عجله دارم اول سر من را اصلاح کن و بعد سر اين بچه را اصلاح کن. سلماني هم اين کار را کرد و ملا از مغازه بيرون رفت. سلماني هم سر اين پسر بچه را اصلاح کرد و از ملا خبري نشد . سلماني رو به پسر کرد و گفت : پدرت نيامد! طفل گفت: او پدرم نبود. سلماني گفت: پس که بود؟ طفل گفت: مردي بود که در کوچه به من گفت: بيا برويم و هر دو مجاني اصلاح کنيم.!!!

    غذا خوردن شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    کشتي در حال غرق شدن بود و همه در فکر فرار بودند و ترکه داشت با خيال راحت غذا مي خورد . مرد از او پرسيد:حالا چه وقت غذا خوردنه؟ترکه گفت: آخه دکتر به من گفته قبل از اينکه ميخوام آب بخورم، حتما غذا بخورم !!!

    اسراف شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    پسري از پدر خود پرسيد: آقا جان اسراف يعني چه؟ پدر گفت: اسراف يعني اينکه آدم ريش داشته باشد و کراوات بزند!!!

    خسيس شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    مردي خسيس پسرش را به خانه ي همسايه فرستاد تا چکش او را بگيرد. پسر بعد از مدتي دست خالي برگشت . پدر پرسيد: پس چکش کو؟ پسر گفت: چکش ندادند. پدر گفت :مي خواستي التماسش کني. پسر گفت: التماس کردم . پدر گفت: ميخواستي گريه و زاري کني. پسر گفت : گريه و زاري هم کردم ولي ندادند. مرد خسيس گفت: اي بد بختاي خسيس ! خب برو اون چکش خود مون رو بيار

    موز شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    ترکه داشته بادمجان پوست مي کنده با خوشحالي ميگه: خدا کنه توش موز باشه!!!

    بوق شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    مردي با بچه اش سوار تاکسي شد .وقتي به مقصد رسيد، يک اسکناس پنجاه توماني به راننده داد. راننده گفت: آقا پول خرد ندارم مسافر گفت: عيب نداره بقيه اش را براي بچه ام بوق بزنيد!!!

    ادعا شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    شخصي ادعاي خدايي مي کرد. او را نزد خليفه بردند. خليفه براي تهديد او گفت:سال قبل کسي ادعاي پيامبري مي کرد. او را گرفتيم و کشتيم. مرد مدعي آب دهنش را قورت داد و گفت: خوب کاري کرديد چون من او را نفرستاده بودم!!!

    مرده ها شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    پزشکي مشغول دادن گزارش بود و مي گفت: من 40 سال است که طبابت ميکنم و تا حالا کسي از طبابت من گله نداشته . رندي از ميان مجلس گفت: آقاي دکتر مگه مرده ها هم ميتونن حرف بزنن؟!!!

    آکروبات شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    هواپيماي مسافربري در حال حرکت بود. بلند گو اعلام کرد: من خلبان هستم و اين آخرين پرواز من است و پس از آن باز نشسته مي شوم. اگر مسافرين مايل باشند، يک چشمه ي آکروباتيک انجام مي دهم. مسافرين براي او دست زدندو خلبان چند معلق عالَي زد و مجددا به حالت عادي برگشت.همه مسافرين او را تشويق کردند مگر يک مسافر که سر و وضع مرتبي نداشت و اخم کرده بود. مهماندار رو به آن خانم کرد و گفت: مثل اين که شما از عمليات آکروباتيک خوشتان نيامد. خانم گفت: اگر شما موقع معلق زدن در توالت بوديد آيا خوشتان مي آمد؟!!!

    هذيان شهريار ايثاري Tue Sep 27 2005
    پزشک رو به همراه بيمار گفت: تب بيمار خيلي شديد است. آيا هذيان هم مي گويد؟ همراه گفت: بله آقاي دکتر . اتفاقا قبل از آمدن شما مي گفت: الان عزرائيل مي آيد!!!

    كا ندوم مجيد از مشهد Tue Sep 27 2005
    يه روز يه تركه ميره داروخونه ميگه ببخشيد آقا قاندوم دارين؛يارو ميگه داريم ولي چه كاندومي باشه ،خاردار ،ميوه اي ؛تركه ميگه والا نميدونم فكر كن واسه خواهر مادر خودت ميخواي

    سي دي اموزشي شهريار ايثاري Mon Sep 26 2005
    ترکه يه سي دي آموزشي مي ده به يکي از شاگرداش و ميگه:اينو برو ببين و فردا براي من بيار. شاگرد فرداي آن روز با دلخوري سي دي را مي آره و مي گه : استاد اين سي دي که خيلي خط خطي بود، اصلا نتونستم ببينمش. ترکه مي گه: خب زير نکات مهمش خط کشيدم!!!

    کم حواس شهريار ايثاري Mon Sep 26 2005
    ترک کم حواسي به زنش گفت: نميدونم ساعت يازده با يه نفر قرار دارم يا ساعت يک با 12 نفر!!!

    امرسان شهريار ايثاري Mon Sep 26 2005
    ترکه يخچال فريزر امرسان را فرداي روزي که خريده بود برد پس داد. ازش پرسيدند: چرا پس ميدي؟گفت: آخه هر چي با برو بچه ها تا صبح نشستيم پاش و براش دست زدي، برامون نرقصيد. !!!

    هموني که تو... شهريار ايثاري Mon Sep 26 2005
    دختره داشت توي رستوران خيره به ترکه نگاه ميکرد.ترکه پرسيد: به چي فکر ميکني؟ دختره گفت: به همون چيزي که تو فکر ميکني . ترکه گفت: يعني تو هم مي خواي منو....؟

    ماه شهريار ايثاري Mon Sep 26 2005
    رشتي يه گفت: زن من مثل ماهه . فقط شب به شب ميآد خونه!!!

    نجيب شهريار ايثاري Mon Sep 26 2005
    از رشتي يه مي پرسن: زن بايد چه خصوصيتي داشته باشه؟ رشتي يه مي گه: بايد (نجيب) باشه. ازش ميپرسن : نجيب باشه يعني چه؟ رشتي يه ميگه: يعني به جيب ما کاري نداشته باشه.

    خونه خالي داش مهدي از قم Mon Sep 26 2005
    تركه مي‏ره خواستگاري _ پدر عروس ازش مي‏پرسه ببينم پسر جون خونه مونه كه داري انشاء الله؟ تركه مي‏گه نه پدر جون ولي بچه‏ها جا زياد سراغ دارن....

    ماشين amin barghi Mon Sep 26 2005
    به تركه ميگن:تاحالا ماشين هل دادي,ميگه نه والا ولي چند بار حول شدم تو ماشين دادم.

    مرغ ایرانی و خارجی Mon Sep 26 2005
    مرغ خارجی: تخم ما را بعلت بزرگیش 60 تومانه ولی تخم شما 50 تومانه. مرغایانی:ماکو...خودمان را برای 10 تومان پاره نمی کنیم

    مرغ نادون هادی زحمتکش Sat Sep 24 2005
    یه روز یه مرغی وخروسی می رن توی مغازه ای بعد مرغه میره به مغازه دار می گه اقا ببخشید تخم مرغ دارین مغازه داره با تعجب میگه مگه خودتون تخم نمی ذارین مرغه هم با اخم وتخم میگه ما هنوز نامزدیم ....

    زنهاي رشتي dr_j00j00 Fri Sep 23 2005
    يه روزچند تا زن رشتي جلوي در خونه نشسته بودن.يكيشون ورميداره ميگه شنيديدتو تهران يه نفر توي تهران دخترارو ميدزده.../. يكي ديگه ميگه ها واللا هر امكاناته مال تهرونه.!!!!

    رشتی Fri Sep 23 2005
    روز رشتيه ميره خونش ميبينه يه جفت كفش در خونشه ميگه اوو بازم يه جوك جديد

    اصفهاني رضا Fri Sep 23 2005
    يه روز يه اصفهانيه 10000 تا صلوات نذر مي كنه . ميره تو ورزشگاه آزادي وسط جمعيت بلند ميشه ميگه بر محمد و آل محمد صلوات .

    طنز ایوب م Thu Sep 22 2005
    يه روز يه زن ومردهمراه بچشون ميرن حموم بچه ازبابا سوال مي كنه ميگه بابا اين چيه باباه ميگه خيار.سوال مامانش مي كنه ميگه اين چيه ميگه گوجه همين لحظه صداي درميادبچه ميره دروباز مي كنه مي بينه كه پدربزرگشه سلام ميكنه ميگه بفرماييد تو پدربزرگ واردخانه كه ميشه ميگه باباومامانت كجارفتن. بچه ميگه رفتن سالاددرست كنن
    + نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 20:35  توسط حسین  | 

    چند تا جوك براي استراحت

    از حيف نون مي پرسن چرا حموم نمي ري؟ ميگه: به جاش قرص چرك خشك كن مي خورم


    سه نفر پليس مخفي ميشن. الان نيروي انتظامي 4 ساله دنبالشون مي گرده بهشون حقوق بده!


    از سياه پوسته مي پرسن بدنت رو با چي مي شوري؟ مي گه با مشكين تاژ!

    حيف نون زنش مي ميره، مي ره با خواهر زنش ازدواج مي كنه. ازش مي پرسن چرا اين كار رو كردي؟ مي گه براي صرفه جويي در مادرزن!


    حيف نون ميره خونش مي بينه بوي گاز مياد. به زن و بچه اش ميگه كسي لامپ رو روشن نكنه من فندك دارم!

    به 
    اصفهانيه
    ميگن: براي چي موقع حرف زدنت اينقدر اس اس مي كني؟
    ميگه: اينا همش شايعس! كي گفتس؟ غلط كردس. اينا همش حرف مفتس!

    زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيكل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!

    پدر به پسرش گفت: «راستي صبح چه مي خواستي به من بگويي؟»
    پسر با شرمندگي: «نمي خواهم شما را بترسانم، ولي ديروز معلم رياضي مان گفت كه از اين به بد هر كسي مسأله رياضي را غلط حل كند، تنبيه مي شود»

    حيف نون ميره پيش دكتر و مي گه: آقاي دكتر به دادم برس! از صبح تا حالا كمرم راست نمي شه! دكتر با تعجب به سر تا پاي حيف نون نگاه مي كنه و مي گه: علتش معلوم است! دكمه يقه پيراهنت را به دكمه شلوارت وصل كردي!


    معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟ دانش آموز:« اجازه! حرف اضافه.»

    يكي بود يكي نبود.يه روز زمين عاشق خورشيد شده بود. بهش گفت دورت بگردم. تا ابد تو رودر باسي موند


    اگه گفتيد شباهت "زن" با "گردباد" چيه؟
    جفتشون اول كه ميان با هيجان وارد زندگيت ميشن..
    و جفتشون موقع رفتن خونه، ماشين، و همه زندگيتو با خودشون مي برن!

    اگر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند، و كلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد، شوهرش با اكراه او را با خودش به كوچه و خيابان مي برد. ولي اگر كلاه كوچكي بر سرش بگذارد و كت و دامن خياط دوز تن كند شوهرش با كمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني كه لباس رنگ شاد پوشيده و كلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود.
    "بالتيمور بيكن"

    تهرانيه تو حج، پرده كعبه رو گرفته بود مي گفت: خدايا توبه... ديگه براي حيف نون جوك نمي سازم! يه دفعه حيف نون زد رو شونش گفت: داداش قبله از كدوم طرفه؟ تهرانيه داد ميزنه: خدايا! خاطره كه مي تونم تعريف كنم؟

    يه زنه در آشپز خانه مارمولك ميبينه، سريع حشره كش ور ميداره مي زنه بهش. مارمولك ميگه خاله! خاله! زير بغلم هم بزن!

    دانشمندان اخيرا چيزي را كشف كردند كه قادر است كار پنچ
    زن را انجام دهد: يك مرد!

    اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه بچشون مرفين ميشه
    اگه يه جغد با يه فوك ازدواج كنه بچشون جوك ميشه
    اگه يه قو بايه قناري ازدواج كنه بچشون قوري ميشه
    وبالاخره... اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسي كنه بچشون پرتاب ميشه .

    از حيف نون مي پرسند: چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي كنن؟ ميگه: آخه پياده خيلي راهه!

    به حيف نون ميگن با اداره جمله بساز. ميگه: ا.....داره بارون مياد!


    از حيف نون مي پرسن سفرحج چطوربود؟ ميگه خيلي سنگ به سر و صورتم خورد ولي بالاخره بوسيدمش.

    از حيف نون مي پرسن مي دوني سزارين يعني چي؟ مي گه يعني بچه به شرط چاقو!


    به آقاي خوش غيرت مي گن: چند روزه مي بينيم زنت با يه پيكان مي ره بيرون شهر. مي گه: من نمي دونم مردم اين همه بنزيِن رو از كجا ميارن؟!


    جوك هاي اصفهاني

    يه روز يه اصفهانيه داشته روي خودش آب يخ مي ريخته. يكي مي بيندش و ازش مي پرسه چرا همچين كاري مي كني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. يارو ميگه چرا؟ ميگه آخه يه پني سيلين تو خونه دارم داره تاريخ مصرفش مي گذره!

    يه روز يه اصفهاني بليت هواپيما مي‌گيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس مي‌شه، با دوچرخه ميره مسافرت

    اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده


    ميگن توي
    اصفهان همه كانديداها براي اينكه صرفه جويي كنن پوستر تبليغاتي چاپ نكرده بودن هر روز از يه درختي آويزون مي شدن!

    يه اصفهانيه توي يكي از پادگانهاي تهران خدمت مي كرده. بچه تهروني ها براي اينكه اذيتش كنن، توي غذاش توف مي كردند و اون هيچ چي نمي گفته. بعد از چند روز تهرانيها تصميم مي گيرند كه باهاش دوست بشن و ديگه اذيتش نكنن. بعد از اينكه به خاطر كارشون ازش عذرخواهي مي كنند، اصفهانيه ميگه من هم از فردا نمي شاشم توي سماور!

    + نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 20:33  توسط حسین  | 

     
    تعداد بازديد ها :
    تعداد کاربران آنلاين :
    تعداد بازديدهاي شما :